به بهانه سالگرد حادثه بمب گذاری شیراز!
سلام.
امروز سالگرد فاجعه بمب گذاری حسینه سید الشهدا متعلق به کانون رهپویان وصال شیراز می باشد.
جنایتی که در آن 14 نفر از عزیزان و بیگناهان شهر شیراز به شهادت رسیدند و حدود 200 نفر هم زخمی شدند.
با گذشت 1 سال از این حادثه هنوز نقاط مبهم و سوالات بدون پاسخی وجود دارد که امیدوارم روزی به جواب برسند.
1- چرا بمب گذارها و جریان هدایت کننده آنها این مکان را انتخاب کردند؟ کانون رهپویان وصالی که در بایکوت خبری به سر می برد و در آن جز تعدادی جوان مومن و مذهبی کس دیگری نبود. چرا به جای آن حسینه ثارالله را انتخاب نکردند؟ مکانی که در مناسبت های مختلف مسئولین سیاسی، نظامی و مذهبی شهر و استان در آن حضور میابند. چرا یک سازمان تروریستی منابع و مهره های خود را در مورد کانون هزینه کرد و از آن چه استفاده ای برد؟!
2- چرا جنایت کاران بمب را در انتهای حسینیه قرار دادند و آن را جلوی حسینیه و در محلی که اکثر مسئولین کانون حضور داشتند و از نظر جمعیت و فشردگی متراکم ترین مکان حسینیه بود قرار ندادند؟
3- چرا بمب را زیر جایگاه "معراج شهدا" قرار دادند؟ مکانی که در آن مقدار زیادی کیسه های شن قرار داشت و به علت وزن حدود 600 کیلوگرمی عامل بسیار موثری در کاهش شدت انفجار به شمار می رود.
4- چگونه سید محمد انجوی نژاد –سخنران و مدیر کانون- در یکی دو دقیقه اول حادثه را خرابکارانه و ناشی از انفجار بمب تشخیص داد؟ (البته روی این سوال خیلی پافشاری ندارم)
5- چرا مسئولین شهر و استان، مشخصا شخص فرماندار شیراز جناب آقای عزیزی، از همان اولین ساعات حضور در محل با اطمینان کامل حادثه را ناشی از بی احتیاطی مسئولین کانون دانسته و قصد القاء این موضوع را به مردم و رسانه ها داشتند؟
6- چرا رسانه ملی و بسیاری از رسانه ها در خصوص فاجعه بمب گذاری آن چنان نا مهربان و با سانسور شدید عمل میکرد؟ و این در حالی بود که ماجرای "جفتک وارو زدن" فلان فوتبالیست در هواپیما توی تمام مطبوعات و رسانه ها منتشر شد. چرا باید این جنایت در رسانه های خارجی انعکاس می یافت ولی در داخل از آن هیچ خبری نباشد؟
7- اگر تلاش بسیجی وار بعضی از جوانان و اطلاع رسانی صحیح و به موقع آنها (بر خلاف آنچه مد نظر مسئولین شهر بود) نبود و این خبر که حادثه "خرابکارانه" بوده، به تهران و بیت رهبری نمی رسید چه اتفاقی رخ میداد؟
8- اگر بی احتیاطی بمب گذارها در هتل جهان تهران نبود و باعث لو رفتن آنها نمی شد چه رخ میداد؟
9- تا قبل از حادثه هتل جهان تهران سازمان ها امنیتی و اطلاعاتی کجا بودند و چه میکردند؟ آیا این شایعه که "حادثه بر اثر بی احتیاطی بوده" آنها را خام و خواب کرده بود؟
10- چرا تا قبل از حادثه هتل جهان تهران تلفن بچه ها شنود بود؟
11- چرا در مقابل شهید و جانباز خواندن شهدا و مجروحین حادثه آن همه مقاومت و نامهربانی در استان فارس وجود داشت و باعث آزرده گی خاطر خانواده ها شدند؟
12- چرا در جریان دادگاه و احتمالا اعتراف عاملان بمب گذاری اطلاع رسانی آن همه خلاصه و گزینشی بود؟
13- چرا بر خلاف حکم دادگاه مبنی بر اعدام در ملاء عام ، اعدام بدون اطلاع رسانی و یواشکی در محوطه زندان عادل آباد شیراز انجام شد؟
در پایان به خانواده شهدا تسلیت گفته و از خداوند متعال شادی روح آن شهدا را می طلبیم. برای مجروحین شفا و صبر و برای خانواده آنها شکبیایی مسئلت داریم.
والسلام.
جواب جناب سید محمد انجوی نژاد به سوال شماره ۴:
سلام . برای همه سوالاتون ج هست . ولی خب مجال نیست . فقط شماره 4 مربوط به منه . وقتی انفجاری در کانون رخ داد خب بمبه دیگه !!!!!؟ کپسول این انفجارو نمیده . باند هم همینطور . تمام قفسه رو هم دقیق میدونستم چی داره . وقتی یه انفجاری رخ میده و من محیطو می شناسم اولین و قوی ترین گزینه برای هر کسی بمبه . البته با توضیحات بیشتر . برای ادای شفاهی توضیحات براتون حاضرم . یا علی
رابطه انتخابات با سیب زمینی !
سلام.
ماجرای توزیع سیب زمینی رایگان در بسیاری از مناطق محروم کشور و سوء برداشت ها و استفاده سیاسی از آن مرا واداشت تا با جستجو در اخبار هفت هشت ماه گذشته واقعیت مطلب را بیابم.
با نگاهی اجمالی به مطالب میابیم که به علت کمبود سیب زمینی در سال ٨۶ و قیمت بالای آن از یکطرف دولت اقداماتی جهت ثبات بازار سیب زمینی در سال ٨٧ انجام داد و از طرف دیگر برخی از کشاورزان به کاشت سیب زمینی رو آوردند.
به همین دلیل با افزایش شدید سیب زمینی پس از برداشت محصول و پر شدن انبار ها هم با افت قیمت از کیلویی ۶٠٠ تومان به ٢٠٠ تومان مواجه شدیم (علیرغم شکسته شدن رکورد صادرات سیب زمینی) و هم اینکه بسیاری از سیب زمینی ها در معرض فساد قرار گرفتند.
به همین دلیل دولت، مسئولین و کشاورز ها تصمیم گرفتند، جای سیب زمینی های نو، با کهنه را در انبار ها عوض نمایند. لذا سیب زمینی های مازاد را یا سوزاندند و یا در میان اقشار کم درامد با قیمت پایین و یا به رایگان توزیع کردند.
از خبر ها این گونه بر می آید که توزیع رایگان سیب زمینی، تقریبا از نیمه دوم بهمن ماه در نقاط مختلف کشور آغاز شده است و موردی مبنی بر استفاده تبلیغاتی دولت از این موضوع گزارش نشده (مگر برخی گمانه زنی ها)
پس شائبه تبلیغاتی بودن این کار از اساس بی پایه می باشد.
"آقاى موسوى در مصاحبه خود در پاسخ به سؤال خبرنگارى که از فعالیت دانشجویى با سوابق سوء در ستادش پرسیده بود ، بدون پاسخ روشن به این نکته گفت: « ستاد ما پول هاى کلان ندارد، نمى تواند سرچهارراه ها به مردم کاسه آش بدهد، نمى تواند براى رأى جمع کردن در میان مردم به عده اى پول داده و یا کیسه هاى سیب زمینى در میان مردم پخش کند».
این سخن آقاى موسوى که در شأن ایشان هم نبود، قبل از آن که تعریضى بر دولت نهم باشد مانند ادعاى نماینده اصلاح طلب یزد که استقبال مردم از رئیس جمهور را به دلیل وعده شام و ناهار دانسته بود، بى احترامى به مردم است.
مردم ایران اگر این چنین بودند، قطعاً در انتخابات نهم وقتى با وعده پرداخت ماهى پنجاه هزار تومانى آقاى کروبى در مرحله اول و وعده پرداخت مالى ستادهاى آقاى هاشمى در مرحله دوم روبه رو شدند، تصمیم خود را عوض مى کردند و غیر از احمدى نژاد را انتخاب مى کردند. اگر ادعاى آقاى موسوى صحیح باشد، باید مردم اصفهان را علاقه مند به سیب زمینى دانست و البته با این فرض دولت براى کشاندن این موج جمعیت به میدان امام خمینى که دو برابر و نیم زمین فوتبال است، باید به واردات سیب زمینى روى آورد!
از این نکته مصاحبه نخست وزیر بیست سال قبل کشورمان که بگذریم، با مرور بخش هاى دیگر مصاحبه وى به این واقعیت تلخ مى رسیم که آقاى موسوى در دام تبلیغاتى برخى از اطرافیان تبلیغاتچى آقاى خاتمى گرفتار آمده است.
آقاى موسوى نباید فراموش کنند که بنا به تجربه سى ساله دموکراسى! در کشور ما این نکته به یک قاعده تبدیل شده که هر کس با هر شیوه و سخنى آراى گروه هاى اجتماعى را به دست آورد، با همان شیوه به دنبال نگه داشتن آنها خواهد بود. متأسفانه مصاحبه چند روز قبل آقاى موسوى نشان داد که ایشان برخلاف آنچه شهرت یافته نه تنها به پلشتى هاى دوره اصلاحات اعتراضى ندارد بلکه به میدان دادن مجدد همان افراطیون معتقد است."
برخی از اخبار و منابع خبری مرتبط با این موضوع را در ادامه مطلب آورده ام.
ادامه مطلبپشت پرده!
سلام.
همانطور که همه میدانند یکی از شعار های دولت آقای احمدی نژاد مبارزه با مافیا بود. شعاری که اوایل حسابی سر و صدا کرد و خیلی ها رو به تکاپو واداشت. امام به مرور زمان این شعار و رویکرد رنگ باخت.
شاید علت آن این بود که به قول وزیر کشور سابق (پورمحمدی) اصلا مافیایی و جود نداشته.
شاید هم مافیا اونقدر قدرتمند هست که تونسته احمدی نژاد رو فعلا ساکت کنه.
احتمال وجود مافیا زیاده چون هم دولت خاتمی یه جورایی به اون اشاره میکرد( تحت عنوان انحصار طلبان) و هم اینکه در همان دولت گروه های(مافیا) جدید سیاسی، اقتصادی و رسانه ای شکل گرفت.
مدتی هست که حجم حملات به دولت احمدی نژاد زیاد شده(نه از طرف اصلاح طلبان بلکه از طرف گروه هایی از جناح راست). علی الظاهر هم کاری به فرمایشات اکید و مستمر رهبری مبنی بر عدم تخریب قوه مجریه و بی مهری به خدمات دولت ندارند.
اما جای تعجب است که کانون این نوع فعالیت های تخریبی و بی توجهی به فرمایشات رهبری مجمع تشخیص مصلحت نظامه.
مجموعه ای که متاسفانه در حال ایفای نقشی جدید در عرصه سیاسی (داخلی و خارجی) کشوره. فعالیت هایی موازی و بعضا مخالف جهت حرکت دولت. و این در حالیست که کارکرد این مجمع در قانون اساسی مشورتی است و نه اجرایی. به این ترتیب دولتی زیر زمینی و قدرتمند در کنار دولت منتخب مردم شکل گرفته. پدیده ای که به خودی خود تهدیدی جدی برای جمهوریت نظامه.
حالا حالا ها قصد نوشتن این مطالب را نداشتم. به دلیلی که در آخر به آن اشاره خواهم کرد. ولی مقالات مکرر دبیر مجمع تشخیص مصلحت (آقای محسن رضایی-سایت تابناک) در رد مستقیم اقدامات دولت آقای احمدی نژاد و یا آن جاهایی که غیر مستقیم از دولتهای پیشین و نا توانی های اونها (البته در تمام این مقالات اشاره ای به دولت آقای رفسنجانی نمیشه) انتقاد میکند از طرفی؛ و نحوه برخورد مجلس (به ریاست آقای لاریجانی) با طرح لایحه بودجه 88 از طرف دیگه باعث شد تا مجبور شوم زودتر از آنچه که فکر میکردم پا در این عرصه خطیر بگذارم و سر سبز بر باد دهم. 
البته امیدوارم تمام این اخبار، مطالب و تحلیل ها غلط و دروغ باشه.
در غیر این صورت تصور اینکه احیانا زمانی این دولت زیرزمینی قصد نفوذ و حضور در عرصه رهبری نظام (ویا خدایی نکرده تقابل آشکار با مقام معظم رهبری) را داشته باشه مو بر تن انسان راست میکنه و آرامش و آسایش خیال را از انسان میگیره.
خدایا این انقلاب را تا انقلاب مهدی نگه دار!



