حیران ؟!




وبلاگ حیران، حاوی نظرات شخصی یک شیرازی پیرامون حوادث و وقایع روز جامعه.

شیراز، هدف بعدی لندن!؟

سلام.

امروز پنجشنبه 8 بهمن 88 خبری خواندم با این عنوان "پرواز شیراز ـ لندن تا پایان امسال راه‌اندازی می‌شود". این خبر به نقل از استاندار محترم و ولایتمدار فارس، جناب آقای احمدزاده کرمانی، بیان شده است.

1- با توجه به جاذبه های توریستی و گردشگری در حوزه های تاریخی، فرهنگی و مذهبی شیراز و استان فارس، این خبر در راستای جذب توریست و توسعه صنعت گردشگری در استان، خوشایند و مطلوب به نظر می رسد.(نیمه پُر لیوان)

 

حالا به برخی اطلاعات و اخبار به عنوان فرضیات اولیه مسئله بعدی، دقت فرمایید:

- افزایش چشمگیر و غیر متعارف پرواز ها و رفت و آمدها در جریان وقایع قبل و بعد از انتخابات، خصوصا سفر های مکرر و مشکوک فتنه گران و وابسته گان به آنها بین تهران و لندن

- افشا شدن دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم دولت خبیث انگلیس در حوادث و شورش های بعد از انتخابات

- نقش برخی افراد و مراکز در شیراز به عنوان مرکز اصلی پرورش نیروی انسانی اصلاح طلبان در ایران و اینکه خواستگاه اولیه فکری و عقیدتی برخی سران اصلاح طلب فراری و لندن نشین، همین افراد و مراکز مشکوک در شیراز بوده است.

- و طرح اخیر نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دولت برای قطع رابطه با انگلیس

2- با قرار دادن فرضیات فوق در معادله "چرا پرواز مستقیم بین شیراز و لندن؟"؛ به جواب های خوشایندی دست پیدا نمی کنیم(نیمه خالی لیوان)؛ و اینکه چرا "لندن"؟! چرا پایتخت های دیگر اروپایی مثلا "برلین" برای این منظور در نظر گرفته نشده است؟

اینکه آیا قرار است شیراز به دومین شهر تسخیر شده توسط فتنه گران و قانون گریزان بدل شود و فاز جدیدی از گسترش و توسعه نا امنی در کشور رقم خورد؛ مساله کوچک و قابل اغماضی نیست؛ که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت و آن را ندیده گرفت.

لذا از مسئولین خدوم و متعهد استانی و کشوری تقاضامند است در این خصوص توجه و دفت نظر بیشتری صورت دهند تا خدای نکرده در آینده شاهد مشکلات و معضلات جدید در کشور و استان فارس نباشیم.

والسلام.

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸


"نیم نگاه" یا چشم، بسته؟!

سلام.

صبح روز دوشنبه ۵ بهمن ماه وقتی در محل کار چشمم به روزنامه نیم نگاه افتاد؛ حس کنجکاوی مرا برانگیخت.

صفحه اول روزنامه نیم نگاه 5 بهمن 88 

اول فکر کردم چیدمان صفحه آن به هم خورده؛ پس در صفحات داخلی آن به دنبال صفحه اول گشتم. نبود!

نگاهی به شماره صفحات انداختم. عجیب بود! همین، صفحه اول روزنامه بود!

صفحه اول روزنامه بین المللی صبح ایران، با نام "نیم نگاه"، و زمینه کاری، سیاسی، ورزشی، فرهنگی، اجتماعی. به صاحب امتیازی موسسه فرهنگی پیشگامان نیم نگاه و مدیر مسئولی سید محمد حسین شفاعتیان؛ بیشتر شبیه به یک "آگهی نامه" بود تا "روزنامه".

اول با خودم گفتم: ببین اقساط و بازپرداخت معوقه وامهای میلیاردی(دریافت شده در زمان دولت اصلاحات به اسم ساخت هتل چمران شیراز و ...) چقدر به اینها فشار آورده که تا این حد کلاس خودشون را پایین آورده و به اسم روزنامه، "آگهی نامه"، چاپ می کنند.

فقط یک چهارم صفحه اول به خبر اختصاص داده شده بود.

با کمی دقت، چیز عجیب تر دیگری دیدم!

معمولا رسم بر این است که تیتر اول، و خبر های منتشر شده در صفحه اول به اخبار مهم اختصاص داده می شود. اما ظاهرا در میان اتفاقات و اخبار ریز و درشت کشور، فقط دو خبر توجه تحریریه این روزنامه را به خود جلب کرده و آنها را در صفحه اول کار کرده اند.

اخبار مهم صفحه اول روزنامه نیم نگاه 5 بهمن 88

این اقدام بسیار عجیب روزنامه نیم نگاه در انتخاب این دو عنوان، برای صفحه اول در حالی است که در صفحات بعدی این روزنامه شاهد این عناوین هستیم:

- رییس جمهور پس از ارایه لایحه بودجه در جمع خبرنگاران: تصویب هر دو لایحه بودجه و برنامه، امکان پذیر است
- رییس قوه قضاییه: جریان آشکاری در جامعه قصد فتنه گری و ایجاد تفرقه دارد.
- کم توجهی خلبان به محدودیت دید باعث سانحه هوایی شد(سانحه فرودگاه مشهد)
- نماینده مجلس: خط ریلی فارس - خوزستان، سال آینده اعتبار می گیرد.
- استاندار فارس عازم عمان شد.
- بودجه 410 میلیاردی سال 89 شهرداری به شورا تسلیم شد.
- فروش اینترنتی بلیت های نوروزی قطار شیراز آغاز شد.
- ......

با وجود عناوینی از این دست، جای تعجب است که چرا روزنامه نیم نگاه هیچ کدام را ندیده و اهمیت نداده و صرفا به انتشار دو خبر دست چندم از نظر اهمیت در صفحه اول بسنده کرده است!؟

به این ترتیب احتمال دو موضوع به ذهن خطور می کند:

1- حس بشر دوستی و حمایت از مناطق محروم در مسئولین روزنامه اصلاح طلب نیم نگاه به قلیان آمده و این دو تیتر را برای صفحه اول انتخاب کرده اند.

2- با چاپ عکس سردار مویدی در صفحه اول به نوعی ادای دین و تشکر از ایشان بخاطر برخی خدماتشان! انجام شده و در کنار این خبر "چهره" دهیار محترم قصرقمشه به مردم معرفی و از خدمات ایشان تجلیل شود.(چهره سازی)

به هر حال این اقدام غیر عادی جای تامل و بررسی بیشتری دارد.

والسلام.

---------------------------

شرح ماجرای تیتر مهم!؟ : گروگان 6 ساله در شیراز آزاد شد.

واحد مرکزی خبر - دختر بچه6 ساله شیرازی از چنگال ربایندگان ازاد شد.
فرمانده انتظامی فارس گفت ساعت12 روزپنج شنبه هفته گذشته4آدم ربا با مجروح کردن راننده سرویس ، دختر بچه 6 ساله را ربوده و متواری شدند.
سردار مویدی گفت پس ازاطلاع خانواده این کودک ماموران آگاهی وارد عمل شدند و ادم ربایان را در شیراز شناسایی و در کمتر از 6 ساعت این دختر بچه به آغوش خانواده اش بازگشت و 4 نفر آدم ربا دستگیر شدند.
سردار مویدی با اشاره به اینکه انگیزه اصلی آدم ربایان اخاذی بوده است افزود : ربایندگان از خانواده این کودک در قبال آزادیش مبلغ 2 میلیارد تومان پول درخواست کرده بودند.

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸


مراسم 13 آبان - سبز ها و نیروی انتظامی

سلام.

امروز ظهر حوالی ساعت 13 وقتی داشتم از جلو خوابگاه دانشگاه شیراز رد میشدم، دیدم ، جمعی از دانشجو ها با نماد های سبز پشت نرده های خوابگاه در حال شعار دادن هستند. در مقابل آنها و در خارج از محوطه خوابگاه، نیروی انتظامی صف کشیده بود.

ماشین را حوالی میدان دانشجو  پارک کردم و پیاده به میدان ارم، روبروی درب ورودی خوابگاه ارم بازگشتم.(حس کنجکاوی)

با احتیاط میدان ارم را دور زدم و منطقه و اوضاع و احوال را برانداز کردم. در گوشه ای و مسلط به میدان ایستادم.

جمعیت انبوه و کثیر 60 تا 70 نفری سبزها مطابق معمول همان شعار های بی ربط با مناسبت امروز خود را سر میدادند.

 نیروی انتظامی هم انواعی داشت.
یک گروه راهنمایی و رانندگی.
گروهی با لباس سبز و باتوم به دست و نشسته در کناری.
گروه دیگر با باتوم و کلاه و سپر 
تعدادی هم ،در حدود 20 نفر، سیاه پوش و با لباس هایی شبیه به لاک پشت های نینجا، سوار بر موتور.

بسیجی ها هم در حاشیه میدان و پشت سر نیروی انتظامی به صورت پراکنده و در کنار خیابان یا روی چمن های بولوار نشسته بودند.

یک مامور از نزدیک شدن چند دختر دانشجو که از سمت میدان دانشجو به سمت درب خوابگاه در حرکت بودند ، ممانعت می کرد و با اصرار دختران مواجه بود.
مامور به آنها گفت: "(درب)خوابگاه بسته است و نمی توانید وارد شوید."
یکی از دختران گفت: "خب ما چکار کنیم؟ کجا بریم؟"
مامور گفت: "بروید به باغ ارم یا پارک آزادی"
دختر غرغر کنان گفت: "اینطوری که نمیشه. نمیشه چندتا دختر تو خیابون و پارک الاف بگردند که!" و رفت.
دختر ها به سمت نرده های باغ ارم حرکت کردند و درکنار بقیه مردم(اعم از دانشجو و غیر دانشجو) در پیاده رو خیابان، به تماشا ایستادند.

نینجاهای موتورسوار و سیاه پوش از کنار خیابان به طرف میدان آمدند و در آنجا آرایش گرفتند. بعد یکی یکی با ورود به پیاده رو، مقابل سبز های پشت نرده های خوابگاه، به نمایش و خود نمایی پرداختند.
سبزهای(اعم از دانشجو و غیر دانشجو) پشت نرده های خوابگاه هم با سنگ، آجر، چوب و نارج و پرتقال های درخت های محوطه خوابگاه از نمایش آنها و تحریک احساسات خود استقبال و پذیرایی کردند.

چنین حرکات نمایشی و در راستای تحریک احساسات سبزهای درون محوطه خوابگاه را چندین بار نینجا ها به نمایش گذاشتند.

همینطور که نگاه می کردم ناگهان دیدم نینجا ها ،این بار پیاده، به سمت پیاده رو مجاور باغ ارم و تماشاچی ها، هجوم بردند. همه جیغ زنان و فریاد کشان، فرار کردند. درختان انبوه جنب پیاده رو مانع دید من بود و از کتک خودن یا نخوردن تماشاچیان خبری ندارم.
اما نفس هجوم به افرادی که هیچ جرمی مرتکب نشده بودند و بعضا بخاطر بسته بودن درب های خوابگاه ، آواره شده بودند، کار بسیار زشت و زننده ای بود. این عمل نیروی انتظامی در من که مخالف سبزک های اغتشاش گر و ساختار شکن هستم اثر نامطلوب و بسیار بدی داشت چه رسد به دیگران!
در واکنش به این عمل به یکی از سیاه پوشان نقابدار گفتم شما با این کارها بیشتر مردم را تحریک می کنید تا آرام.
گفت: "برو! والا با این باتوم می زنم توسرت ها!"
گفتم: "تو نه حق داری و نه می تونی که توی سر من بزنی!"
گفت: "من کاری ندارم که تو بسیجی هستی یا اطلاعاتی یا هر چیز دیگر. میزنم تو سرت ها!"
گفتم: "من هیچ چیز نیستم جز یک شهروند و تو هم قانونا حق نداری با باتومت به سر من ضربه ای بزنی. چرا با این کار ها مردم را تحریک می کنید؟"
به سمت من دوید. تا شاید من بترسم. (غافل از اینکه طرف مقابلش یک شیرازی هست که حتی حال و حوصله گریختن هم نداره خنده). آمد و دست مرا گرفت و با حالتی خاص با خود کشید. من هم با لبخندی در پی او روان شدم. بعد از چند قدم، نگاهی به من و لبخند تمسخر آمیز من کرد و ایستاد.
گفت: "اون را می بینی؟ اون رئیس منه. گفته بزن من هم میزنم"
گفتم: "پس باید برم به او بگم چرا با این کار ها مردم را تحریک می کنید؟"
گفت: "آره".
دست من را رها کرد و رفت.

اکثر تماشاچی ها و حضاری(چه بسیجی و چه دانشجو) که با یکدیگر هم صحبت میشدیم معتقد بودند که این اعمال نمایشی و گارد های بیخودی نیروی انتظامی بیشتر تحریک کننده سبزها است تا آرام کننده آنها. گواه این سخنان هم سنگ پراکنی سبز ها بعد چنین اعمال تحریک کننده نیروی انتظامی بود.

همین!
والسلام.

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸


گروهک ضد "انتخابات"!

سلام.

بعد از گذشت بیش از یک ماه از غیبت و سکوت معنی دار هاشمی رفسنجانی به نفع گروه اقلیت و شکست خورده در صحنه انتخابات، بالاخره قرار شد هاشمی رفسنجانی در تاریخ ٢۶ تیر ١٣٨٨ نماز جمعه تهران را اقامه کند.

عجب هفته ای بود؛ هفته منتهی به جمعه ٢۶ تیر ماه!

برای اولین بار بود که رسانه های غربی و معاند با اسلام و انقلاب اسلامی رفتن به نماز جمعه را تبلیغ می کردند؟؟؟!!!!! تعجب

آیا این، یعنی آنها مسلمان شده اند و تبلیغ دین می کردند؟؟؟!!!

نه! نه! آنها مسلمان نشده اند.

پس چه؟!

آنها منافع خود را در این، نماز جمعه جستجو می کردند.

چه نماز جمعه عجیبی؟! نماز جمعه ای که کفار، از آن خرسند و خوشحال اند!تعجب

من شنیده بودم که نماز باید برای رضای خدا باشد؛ اما ندیده بودم نماز، آن هم نماز جمعه، کفار و شیاطین را این چنین، راضی و خوشحال کند.

از جمله عجایب هفته منتهی به نماز جمعه، می توان به آموزش احکام نماز جمعه از طریق رسانه های غربی و معاند با اسلام و انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد.

"نماز اولی" ها از اصطلاحات عجیب این هفته است. که در مورد آنها بیشتر خواهم گفت.

هواداران نامزدهای شکست خورده جبهه هاشمی رفسنجانی، تبلیغات وسیعی برای حضور در نماز جمعه  به راه انداختند.

نامزدهای شکست خورده هم تصمیم گرفتند در این نماز جمعه شرکت کنند.

بالاخره جمعه شد.

قبل از پرداختن به خطبه ها گوشه ای از حواشی این نماز جمعه عجیب را با هم بررسی می کنیم.

نماز جمعه تهران شاهد حضور انسانهایی بود که برای اولین بار پا با این مکان مقدس می گذاشتند. آنها چند گروه بودند:

١- گروهی  کوچکی که با احکام نماز و نماز خواندن آشنا بودند.

٢- گروهی که برای اولین بار می خواستند نماز بخوانند و تقریبا چیزی از نماز و آداب نماز خواندن آن هم نماز جمعه نمیدانستند

٣- گروهی که به عنوان تماشاچی در داخل و خارج از مجموعه نماز جمعه حضور داشتند. تماشاچی ها فقط برای خودنمایی گروهی و حزبی آمده بودند.

برخی از "نماز اولی" ها با انجام حرکات و شعار های غیر متعارف و بعضا خارج از ادب و عرف نماز، نظم و توجه نمازگزار ها را تحت الشعاع قرار داده می دادند.

اعمال خارج از عرف نماز اولی ها، در زمان بیان خطبه ها، روی تمرکز و کنترل هاشمی رفسنجانی در بیان خطبه تاثیر منفی داشت. اولین بار بود که من هاشمی رفسنجانی را اینچنین آشفته و عصبی می دیدم.

این نماز جمعه حواشی جالبی داشت. از آن جمله می توان به اقامه نماز با کفش، حضور زنان و دختران جلوتر از مردان، اقامه نماز جلوتر از امام جماعت، حجاب و پوشش های نا مناسب برای اقامه نماز و .... اشاره کرد.

نماز با کفش

نماز با کفش

ایستادن یک خانم جلوتر و در میان آقایان نمازگزار

 

هاشمی رفسنجانی خطبه را شروع کرد. او در ابتدای خطبه ها، در واکنش به شعار ها و اعمال نامتعارف نماز اولی ها، تذکر داد، قداست این مکان را حفظ کنند و شعار ندهند.

 هاشمی در خطبه دوم نماز جمعه همه را به رعایت قانون و عمل در چهارچوب قانون دعوت کرد. پیرو این دعوت، خود، خواهان آزادی فوری بازداشت شدگانی شد که به علت قانون شکنی توسط مراجع قانونی کشور در حال بازجویی و محاکمه قانونی هستند. حالا رابطه رعایت قانون و این درخواست غیر قانونی چی بود و چی هست بماند!

هاشمی رفسنجانی در باب اینکه چه طور شد که اینطور شد گفت: چرا اینطور شد آنچه که من می فهمم و راه حل از توی آن می خواهم در آورم اینست که، اواخر دوران تبلیغات، ما دچار تردید شدیم یعنی یک عده، افرادی پیدا شدند، تردید کردند؛ و بذر تردید، حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست یا عمل نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد بذر تردید در ذهن مردم پیش بیاید. ما تردید را بدترین مصیبت می دانیم .

این سخنان درحالی ایراد شد که اولین مسئولی که از ماه ها پیش از انتخابات زمزمه تقلب در انتخابات را مطرح کرد و بذر تردید و نفاق افشاند، خود هاشمی رفسنجانی بود.

آیت‌الله یزدی عضو فقهای شورای نگهبان و نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری، انتقادات تندی نسبت به خطبه های نماز جمعه ٢۶ تیر ٨٨ بیان کردند. غیر از ایشان بسیاری از شخصیت های مذهبی و سیاسی کشور مواضع هاشمی رفسنجانی را به باد انتقاد گرفتند و مواضع وی را نوعی زیر و رو کردن و دمیدن در آتش زیر خاکستر اغتشاشات اخیر نامیدند.

مقام معظم رهبری سه روز بعد در دیدار با مسئولین نظام و در سالروز مبعث پیامبر اکرم(ص)، خطاب به نخبگان و آنهایی که سکوت کردند، فرمودند: "همه باید مراقب گفتار و مواضع و حتی نگفتن های خود باشند زیرا نگفتن مسائلی که باید گفت، عمل نکردن به وظیفه است و گفتن مسائلی که نباید گفت، عمل کردن بر خلاف وظیفه است. نخبگان مراقب باشند، زیرا در امتحان عظیمی قرار گرفته اند و موفق نشدن در این امتحان، تنها مردود شدن نیست بلکه موجب سقوط آنان خواهد شد."

بعد از بیانات دوپهلو و عمدتا جناحی هاشمی رفسنجانی در تریبون غیر جناحی و مقدس نماز جمعه ٢۶ تیر ١٣٨٨، مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیه ای خواستار برگزاری رفراندوم شد.

این روحانی نما ها متن خود را به گونه ای تنظیم کرده اند که به خواننده القاء کند؛ هاشمی رفسنجانی این پیشنهاد را داده است.
این خاسرین در دنیا و آخرت، هنوز یاد نگرفته اند که باید در چهارچوب قانون اساس عمل کنند و دیگر دوران عملکرد های فرا قانونی به اتمام رسیده است.
آنها با تمسک به قانون اساسی پیشنهاد رفراندومی خارج از چهار چوب های تعریف شده در قانون اساسی می دهند.
این گروهک فریب خورده فراموش کرده اند که فروکش شعله آتشفشانهای  نهفته در سینه امت حزب الله، فقط و فقط بخاطر فرمان به سکوت مقام معظم رهبری است.
آیا آنها ندیدند که گروه کوچکی از نوجوانان بسیجی و عاشق ولایت و آرمانهای امام خمینی(ره) چگونه خیابان های تهران و دو سه شهر دیگر را از لوث وجود "خس و خاشاک" پاک کردند؟
به این اشعث ها زمانه توصیه میکنیم با دست خود، خود را ریشه کن نکنند.
آنکس که متضرر خواهد شد؛ قطعا منافقها و فریبخوردگان هستند. نه مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی.

والسلام.

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ امرداد ۱۳۸۸


خودزنی مصلحتی-انتخاباتی میرحسین!

سلام.

وقتی میر حسین موسوی رسما اعلام کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری دهم کرد، با توجه به سوابق ایشان در دوران دفاع مقدس، خیلی ها خوشحال شدند و این اعلام حضور را به فال نیک گرفتند.
اما، بعد از چند سخنرانی، بیانیه، مصاحبه و بعضی انتقادها و ایرادهای تند، غیر منطقی و عوام فریبانه(مثل ماجرای سیب زمینی، پرتقال، نماز جماعت و ...) ورق برگشت؛ و اقبال مذهبیون و معتقدین به اصول اسلام، انقلاب، نظام، امام(ره) و رهبری را نسبت به ایشان به شدت کاهش داد.
از طرف دیگر دل خوری و ناراحتی قسمتی از اصلاح طلبان از میر حسین به خاطر اعلام کاندیداتوری در زمانی که خاتمی سفرهای استانی خود را شروع کرده بود و نهایتا انصراف خاتمی به دلیل حضور میر حسین، دلیل دیگری برای کاهش رای میر حسین بود.
موسوی با انجام یک مانور سیاسی و جذب تندروها و معلوم الحال های جبهه اصلاحات (لیبرال ها، مجاهدین و ....) به سمت خود، قشر عظیمی از منتقدیم دوم خردادی را با خود همراه کرد. این همراهی، موج انتقادات متدینین و اصولگرا های متمایل به میر حسین موسوی را برانگیخت و باعث ریزش و کاهش شدید رای و اقبال عمومی از وی شد.

در هفته ای که گذشت شاهد رویکرد و سخنان جدید و بعضا متضادی از جانب این کاندیدای احتمالی ریاست جمهوری دهم، بودیم. موسی طی یک اقدام عجیب که به نوعی خودزنی شباهت دارد، با انجام اعمال و عنوان مطالبی مغایر با خواست و پسند اصلاح طلبان و اظهار نظر هایی به سبک احمدی نژاد، ظاهرا باعث ریزش رای تندروهای اصلاحات شد.
پیرو این اتفاق رانده شده ها به کروبی رو آورده و مهندس مورد اقبال قشری از اصول گراها قرار گرفته و رای آنها را کسب کرد.
تا اینجا روی اول سکه.

اما روی دوم سکه:
موسوی و تیم فکری وی پیش بینی می کنند که انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد. در دور دوم رقابت بین احمدی نژاد و میرحسین خواهد بود.
از طرفی کسانی که از میرحسین رانده شده و به کروبی پیوسته بودند به همراه حامیان کروبی، در دور دوم گزینه ای جز موسوی نخواهند داشت و رای آنها به آراء فعلی وی اضافه خواهد شد.
بنابر این از جانب آراء جذب شده به کروبی نگرانی خاصی وجود ندارد. در واقع این روشی است برای ذخیره رای. حالا دقدقه میرحسین جذب رای مذهبی ها و اصول گراهای منتقد دولت نهم، هست. با اتخاذ تاکتیک خودزنی مصلحتی-انتخاباتی و طرد ظاهری تندروهای اصلاحات و همچنین گرفتن ژست احمدی نژادی موفق به جذب آراء مذهبی ها و اصول گراهای منتقد دولت نهم، شد.

بنابر این در دور دوم به راحتی به اکثریت مدنظر خود خواهد رسید.

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸


گفتمان موسوی به سبک احمدی نژاد!


اشپیگل
ـ شما صحبتی از سیاست خارجی نکردید. آیا شما هم مانند اقای احمدی نژاد نسبت به پیشنهاد باراک اوباما برای گفتگوی مستقیم مردد هستید؟
موسوی ـ لحن آقای اوباما تفاوت زیادی با لحن جرج بوش دارد. آما صحبت های وی باید با عمل همراه باشد. ما به دقت زیادی تحولات آینده را رصد می کنیم .اگر عملی همراه این صحبت ها باشد چرا ما مذاکره نکنیم

اشپیگل ـ لحن شما شبیه آقای احمدی نژاد است اما حل مسائل بین ایران و آمریکا برداشتن گام هایی واقعی را می طلبد شما چگونه می توانید به آقای اوباما نزدیک شوید؟
موسوی ـ سیاست واقع گرایانه تری برای آمریکا لازم است. آمریکا ما را جزئی از محور شرارت خوانده است، و آکنون ما منتظر برداشتن گام هایی واقعی از سوی آمریکایی ها هستیم. زمانی که این اتفاق بیفتد اعتماد به تدریج بر می گردد. ما نیز می توانیم با ملایم کردن لحن مان در این اعتماد سازی سهیم شویم. من از برقراری رابطه مناسب با هر کشوری حمایت می کنم. سیاست تنش زدایی سیاست اصلی من خواهد بود.

اشپیگل ـ شما می توانید نقش مهمی را در سازگاری با برنامه های غرب در مورد برنامه هسته ای ایران ایفا کنید. جهان چگونه باور کند که شما بمب اتم نمی سازید در حالی که شما حتی فعالیت غنی سازی را تعلیق نمی کنید؟
موسوی ـ فعالیت های هسته ای ما روشن و شفاف است و کارخانه های ما به روی بازرسان سازمان ملل باز است. با این حال ما نمی توانیم دستاورد های بزرگ دانشمندانمان را نادیده بگیریم. من نیز غنی سازی اورانویم را تعلیق نخواهم کرد. با این وجود می کوشم از ایجاد تنش غیر ضروری نیز اجتناب کنم .ما حق داریم که اورانیوم غنی کنیم.

اشپیگل ـ به عنوان یک قول، آیا شما اورانیوم غنی شده را از کشور دیگری مانند روسیه خریداری خواهید کرد؟
موسوی ـ نه

اشپیگل ـ شما در این زمینه با احمدی نژاد تفاوتی ندارید. پس تفاوت شما در کجاست ؟
موسوی ـ آیا لزوما باید بین دو کاندیدا، حول یک موضع حیاتی منافع ملی اختلاف نظر وجود داشته باشد؟ من می بینم که غرب در حال جدا کردن موضوع سلاح هسته ای از استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است. ما پیشرفت های مهمی در این زمینه داشته ایم. چرا نباید از این پیشرفت ها در زمینه تولید انرژی استفاده کنیم. پس از اینکه دوستان آلمانی ما به مدت طولانی کمکی به ما در تاسیس نیروگاه هسته ای بوشهر به عمل نیاوردند...

اشپیگل ـ منظور شما توقف ساخت نیروگاه بوشهر توسط شرکت زیمنس پس از پیروزی انقلاب است.
موسوی ـ علاوه بر آن ما تجربه بدی از در اختیار گذاشتن زمان داریم. ما از سال 2003 تا سال 2005 غنی سازی اورانیوم را تعلیق کردیم ولی در عوض آن چیزی دریافت نکردیم. حتی برعکس تردید شما باعث توقف پیشرفته های ما شد.

اشپیگل ـ رئیس جمهور شما همواره هولوکاست و کشتن شش میلیون یهودی توسط آلمان ها را انکار می کند. آیا شما هم چنین عقیده ای دارید؟
موسوی ـ اکنون سئوال درباره تعداد مردمی که کشته شده اند، یا کسی که آنها را کشته و یا مسئولیت آن نیست. ما آنان را محکوم می کنیم. سئوال اینجاست چرا فلسطینی ها باید تاوان اتفاقی را بدهند که در اروپا اتفاق افتاده است.

اشپیگل ـ آیا شما اسرائیل را به رسمیت می شناسید؟
موسوی ـ نه من اسرائیل را به رسمیت نمی شناسم. ما در طی بیست سال گذشته خواهان همه پرسی در فلسطین بوده ایم. این همه پرسی باید بین مسلمانان، یهودیان و مسیحیان برگزار شود. آنان باید تصمیم بگیرند که در درون یک دولت یا دو دولت مستقل زندگی کنند.
منبع:
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=45980

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸


رابطه انتخابات با سیب زمینی !

سلام.

ماجرای توزیع سیب زمینی رایگان در بسیاری از مناطق محروم کشور و سوء برداشت ها و استفاده سیاسی از آن مرا واداشت تا با جستجو در اخبار هفت هشت ماه گذشته واقعیت مطلب را بیابم.

 با نگاهی اجمالی به مطالب میابیم که به علت کمبود سیب زمینی در سال ٨۶ و قیمت بالای آن از یکطرف دولت اقداماتی جهت ثبات بازار سیب زمینی در سال ٨٧ انجام داد و از طرف دیگر برخی از کشاورزان به کاشت سیب زمینی رو آوردند.

به همین دلیل با افزایش شدید سیب زمینی پس از برداشت محصول و پر شدن انبار ها هم با افت قیمت از کیلویی ۶٠٠ تومان به ٢٠٠ تومان مواجه شدیم (علیرغم شکسته شدن رکورد صادرات سیب زمینی) و هم اینکه بسیاری از سیب زمینی ها در معرض فساد قرار گرفتند.

به همین دلیل دولت، مسئولین و کشاورز ها تصمیم گرفتند، جای سیب زمینی های نو، با کهنه را در انبار ها عوض نمایند. لذا سیب زمینی های مازاد را یا سوزاندند و یا در میان اقشار کم درامد با قیمت پایین و یا به رایگان توزیع کردند.

از خبر ها این گونه بر می آید که توزیع رایگان سیب زمینی، تقریبا از نیمه دوم بهمن ماه در نقاط مختلف کشور آغاز شده است و موردی مبنی بر استفاده تبلیغاتی دولت از این موضوع گزارش نشده (مگر برخی گمانه زنی ها)

پس شائبه تبلیغاتی بودن این کار از اساس بی پایه می باشد.

"آقاى موسوى در مصاحبه خود در پاسخ به سؤال خبرنگارى که از فعالیت دانشجویى با سوابق سوء در ستادش پرسیده بود ، بدون پاسخ روشن به این نکته گفت: « ستاد ما پول هاى کلان ندارد، نمى تواند سرچهارراه ها به مردم کاسه آش بدهد، نمى تواند براى رأى جمع کردن در میان مردم به عده اى پول داده و یا کیسه هاى سیب زمینى در میان مردم پخش کند». 

این سخن آقاى موسوى که در شأن ایشان هم نبود، قبل از آن که تعریضى بر دولت نهم باشد مانند ادعاى نماینده اصلاح طلب یزد که استقبال مردم از رئیس جمهور را به دلیل وعده شام و ناهار دانسته بود، بى احترامى به مردم است.
 
مردم ایران اگر این چنین بودند، قطعاً در انتخابات نهم وقتى با وعده پرداخت ماهى پنجاه هزار تومانى آقاى کروبى در مرحله اول و وعده پرداخت مالى ستادهاى آقاى هاشمى در مرحله دوم روبه رو شدند، تصمیم خود را عوض مى کردند و غیر از احمدى نژاد را انتخاب مى کردند. اگر ادعاى آقاى موسوى صحیح باشد، باید مردم اصفهان را علاقه مند به سیب زمینى دانست و البته با این فرض دولت براى کشاندن این موج جمعیت به میدان امام خمینى که دو برابر و نیم زمین فوتبال است، باید به واردات سیب زمینى روى آورد! 

از این نکته مصاحبه نخست وزیر بیست سال قبل کشورمان که بگذریم، با مرور بخش هاى دیگر مصاحبه وى به این واقعیت تلخ مى رسیم که آقاى موسوى در دام تبلیغاتى برخى از اطرافیان تبلیغاتچى آقاى خاتمى گرفتار آمده است. 

آقاى موسوى نباید فراموش کنند که بنا به تجربه سى ساله دموکراسى! در کشور ما این نکته به یک قاعده تبدیل شده که هر کس با هر شیوه و سخنى آراى گروه هاى اجتماعى را به دست آورد، با همان شیوه به دنبال نگه داشتن آنها خواهد بود. متأسفانه مصاحبه چند روز قبل آقاى موسوى نشان داد که ایشان برخلاف آنچه شهرت یافته نه تنها به پلشتى هاى دوره اصلاحات اعتراضى ندارد بلکه به میدان دادن مجدد همان افراطیون معتقد است."

برخی از اخبار و منابع خبری مرتبط با این موضوع را در ادامه مطلب آورده ام.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸


دوستی خاله خرسه!

سلام.

تا کی افراط وتفریط؟

اینهمه سیاه نمایی برای چی؟

چرا باید چشم بسته حرف بزنیم؟

پس جای عقل کجاست؟

دوم خردادی های خواستار اصلاحات ساختاری (تغییر نظام) کم بودند همسر الهام(فاطمه رجبی) هم اضافه شد.

نه که تا حالا نبوده! بوده! ولی دیگه داره شورش رو در میاره!

حالا هرچی رهبری(آن مرد تنها) بگه بس کنید. وحدت رو حفظ کنید. بد اخلاقی نکنید....

کو گوش شنوا؟!

امان از دوست نادان!

امان از دوستی خاله خرسه!

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧


امان از این دوم خردادی ها!

 

سایت آفتاب تیتر میزند "آیا حماس به آتش‌بس پایبند خواهد ماند؟" این جمله چه چیزی را به مخاطب القاء میکند؟ آیا جز القاء عدم پایبندی حماس آتش بس به خواننده است؟ آیا این همان خط اعراب (مسلمان آمریکایی) غرب و اسراییل نیست که میخواهند چهره ای جنایت کار به حماس و مظلوم و ستمدیده به اسراییل بدهند؟!

نکته دیگر آنکه وقتی خبر را میخوانید هیچ پیوندی بین متن خبر و عنوان آن نمی یابید. وباز این سوال پیش می آید که واقعا منظور از انتخاب این عنوان چیست؟ آیا راه گنجی و عبدی و افشاری هنوز ادامه دارد؟

 

به گفته موج سومی ها خاتمی مدرک دکترا ندارد. "گفتنی است، پیرو انتشار عنوان دکتر برای سیدمحمد خاتمی در جریان تبلیغات هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، وی با انتشار اصلاحیه رسمی اعلام کرد که فاقد مدرک دکترا است. سیدمحمد خاتمی علاوه بر تحصیلات دانشگاهی دارای تحصیلات عالی حوزوی و چندین مدرک دکترای افتخاری از دانشگاه‌های معتبر جهان است. "

 

دکتر علیرضا علوی‌تبار، روشنفکر دینی؟! و اصلاح‌طلب ایرانی!؟!

ادامه، تکرار و تبعیت از خط فکری و حجمه فرهنگی صهیوبیسم غربی علیه انقلاب و نظام . او هم معتقد است در جمهوری اسلامی ایران دمکراسی نیست!؟  " هر ایرانی ایران‌دوستی وظیفه دارد که از هر تلاشی برای گذار به دموکراسی در ایران دفاع کند"

او در بیاناتی گهر بار و افشاگر ، عدم اعتقاد و باور خود و هم فکرانش ، نسبت به انقلاب و نظام را آشکارا اعلام میکند.  " برای تحقق مردم‌سالاری در شرایط فعلی محدود به ظرفیت‌های همین نظام است. یعنی ما در حال حاضر امکان و توان تحقق دموکراسی فراتر از ظرفیت‌های حقیقی و حقوقی این نظام را نداریم."

او به گونه ای سخن میگوید که گویی تا کنون همفکران ایشان بر سرکار نبوده و هشت سال اصلاحات!؟ نکردند. و یا شاید اصلا آنها را دموکرات و اصلاح طلب نمیداند؟!  " اگر قوه مجریه در اختبار یک رئیس دموکرات قرار بگیرد کار اساسی‌‌ای در این زمینه می‌توان انجام داد"

وسناریو تکراری دوم خردادی ها در مظلوم نمایی و گرفتن ژست پیروز مندانه برای دلداری به خود و تامین خوراک تبلیغاتی دشمن! با این سناریو که: اگر رای نیاوردند به این معنی است که در انتخابات تقلب شده و یا به قول ایشان کودتای مخملی رخداده و الا همه مردم چشم و گوش بسته به آنها رای داده اند.  " فقط زمانی می‌تواند بر رقبای اقتدارطلب خودش پیروز شود که حداقل پنج ملیون رای در انتخابات بیشتر از آن‌ها بیاورد. در غیر این صورت در انتخابات دستکاری می‌شود و نتایج انتخابات حتما عوض خواهد شد."

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۳:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧


برخی از خصوصیات دوم خردادی ها

سلام خبری خواندم که جالب بود:

http://www.ghalampress.ir/View.aspx?ID=871106017

در این خبر که به نقل از مصطفی تاخ زاده بود، می توان به نتایج زیر رسید:

١- اسلام همان است که آنها میگویند!؟ (اسلام ناب منافع گروهی)

٢- حزب! فقط! حزب باد!

٣- برای به قدرت رسیدن - هدف- از هر وسیله ای می توان استفاده کرد.

۴- هیچ وقت هیچ چیز را صراحتا نفی یا تایید نکنید! چون ممکن است جهت باد عوض شود. (اصل اول حزب باد).

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧


مهدکودک


سلام.

زمانی که جدا از تمایلات و تفکرات سیاسی و جناحی به کشور و مسئولین محترم نگاه میکنیم...
چیزی جز یک مهد کودک بزرگ نمی بینیم.
کودکستانی که در آن کودکان ۳۰ تا ۷۰ سال سن دارند (غولکستان).
آنها هِچ معیار و منطقی را جز، منطق کودکانه و خودخواهانه خود، قبول ندارند.
به خاطر مسائل بسیار کوچک و پیش پا افتاده، روزها و ماهها با هم قهر هستند. زمانی که بزرگتری، آنها را نصیحت می کند و از آنها می خواهد که با هم آشتی کنند، باز هم با لجاجتی کودکانه، پا به زمین می کوبند و بر خواسته خود پا فشاری می ورزند.


من زمانی که به نظاره آنها می نشینم و به دعوا های کودکانه آنها نگاه می کنم ...
از اینکه چنین انسانهای کوته نگر و کم خردی به عنوان مسئولین این کشور هستند، از روی تاریخ پر بار ایران خجالت میکشم.

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸۱


هیچ !

سلام.
بعد از چند روز ننوشتن، فکر می کردم حرفی برای گفتن دارم .

ولی...

.... هیچ!


فقط حادثه ۱۶ آذر بدجوری ذهنم رو مشغول کرده...

چرا عده ای بخاطر عده ای دیگه کتک می خورند و چرا بعضی بخاطر بعضی دیگه کتک می زنند ؟!

هیچ دین و آیین و مسلکی کتک خوردن و کتک زدن را قبول نداره.

پس چرا ... ؟!

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸۱