حیران ؟!




وبلاگ حیران، حاوی نظرات شخصی یک شیرازی پیرامون حوادث و وقایع روز جامعه.

چی از جان اصولگرایی می خواهند؟!

سلام.

نخستین گردهمایی بزرگ جبهه متحد اصولگرایان‌ برگزار شد.

کدام اتحاد؟

در راستای منافع چه فرد یا افرادی؟

برای ادامه حیات سیاسی چه کسانی؟

اتحاد چی با چی؟

کدام اصولگرایی؟

چه جبهه متحدی؟

دو ایده متقابل، چگونه در یک جبهه جمع خواهند شد؟

اصولگرایی در چی؟

آیا جز این است که اصولگرایی به معنی دفاع از اسلام و انقلاب و حقوق پابرهنگان است؟

مگر قرار نبود، اصولگرایی مدافع حقوق محرومان باشد؟

مگر قرار نبود، اصولگرایی به جنگ زرپرستانِ قدرت طلب، برود؟

اصولگرایی رابطه ایی با باندها قدرت و مافیای اقتصادی ندارد؟

اصلا اصولگرایی در تقابل با مافیا تعریف شده است.

اصولگرایی آمد تا باندهای قدرت، نابود شوند.

اصولگرایی چه رابطه ایی با سکوت؛ و بعضا، خنجرهای دوران فتنه دارد؟

جبهه متحد در برابر چه کسی یا چه چیزی؟

اگر بناست که جبهه ایی باشد باید یک طرف آن معتقدین و مقیدین به اصول انقلاب و منافع پا برهنگان باشند و طرف دیگر آن قدرت طلبانِ زرپرست. اتحاد این دو اصلا از بیخ و بن غلط است.

مگر آنکه تعریف اصول و اصولگرایی با منافع آقازاده های فلان شخصیت، که نامه بدون سلام می نویسد، عوض شده باشد. شاید منافع آقازاده های لندن نشین و دُبی گذر، به اصول و اصولگرایی تبدیل شده.

شاید همه پابرهنگانِ دیروز، امروز، در دُبی صاحب آدیداس، شده اند؟

شاید محرومان دیروز، امروز، دغدغه قیمت دلار و پوند و بهای بلیط لندن-دبی را دارند؟

اگر این چنین است؛ پس حق با آقایان، است. لازم است برای دفاع از حقوق این آقایان و خانواده هایشان، جبهه متحد تشکیل داد. گور پدر پابرهنگان و محرومان امروز هم ....(صلوات).

بس کنید! این چه بساطی است که به اسم اتحاد به راه انداخته اید؟! این چه عوام فریبی است که به راه افتاده؟

اگر منظور شما اتحاد در برابر جریان اصلاح طلب است؛ که همه به خوبی می دانند این جریان نیمه جان، با طناب حمایت از فلان شخصیت و فرزندانش به این حال و روز افتاده. شما چرا؟ چرا راه رفته اصلاح طلبان را دوباره طی می کنید؟ آیا در انتظار نامه بدون سلام، و تهدید به بلوا و آشوبِ مجدد، هستید؟

کو بصیرت؟ کجا رفته غیرت؟

آنچه که آقایان(خصوصا از نوع موتلفه آن) به نام اتحاد هوا کرده اند؛ همان، "قرآن های سر نیزه" است. چرا تاریخ را تکرار می کنید؟ چرا عبرت نمی گیرید؟

از چه چیزی هراس دارید؟ چه چیزی چشم هایتان را کور کرده؟

اگر اکثر گلوگاه های اقتصادی کشور در کنترل و چنبره مافیای خانوادگی آقایان است و بسیاری از ارکان نظارتی هم چشم بسته و گوش به فرمان ایشان، شما چرا با آنها همراهی می کنید؟ چرا سنگر اصولگرایی را دو دستی تقدیم می کنید؟

از نظر مردم، اصولگرا و حاجی بازاری و جناحِ راستِ سنتی، با هم فرق دارند. مردم تفاوت های فاحش میان اصولگرایی با دیگران را به خوبی لمس می کنند. مقاوم باشید. از اصول کوتاه نیاید.

اگر قرآن های سر نیزه را باور کنید و از تعداد کم خود هراس به دل راه بدهید؛ صلح حسنی را بر رهبری، تمام شده بدانید. 

جنگ احزاب را به یاد آورید! یاد خدا را در ذهن بپرورانید! نهراسید! از اصول خود کوتاه نیاید! ثابت قدم باشید! انشاءالله پیروزی با شما خواهد بود.

والسلام.

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ آبان ۱۳٩٠


موج سواری!

سلام.

در واپسین روز های اردیبهشت ما همایشی چند روزه با عنوان "همایش وبلاگ نویسان عفاف و حجاب" برگزار شد. اسپانسر و برگزار کننده مراسم، شهرداری تهران بود. همایشی در سطح ملی و کشوری با میزبانی شهرداری شهر تهران!

خب بالاخره شاید دغدغه فرهنگی این مجموعه باعث شده تا این کار را بکنند.

در ابتدا این موضوع که ارتباط شهرداری با همچین مراسمی که عموما هم با خط فکری شهردار مشکل دارند چی هست؟ خیلی برای من و برخی دوستان موضوع حادی نبود.

اما طی روز های آخر یعنی دقیقا بعد از مراسم دعای کمیل و خصوصا بعد از اختتامیه و بی توجهی کامل شهرداری به افرادی که طی این چند روز شبانه روز زحمت کشیده بودند، حسابی حساس شدیم و کمی مسائل را با هم مرور کردیم.

اونجایی که دیدیم مراسم دعای کمیل به اسم وبلاگ نویسان و به کام شهرداری و معاونت فرهنگی اون تمام شد. لحظه ای که دیدیم از کارمندان و پرسنل خودشون تقدیر و تشکر شد و کاری به بچه های ما نداشتند و انعکاسش توی خبرگزاری ها به همراه عکس آقای دکتر ایازی معاونت فرهنگی شهرداری تهران همراه شد.

همین امر باعث شد تا در انتهای مراسم و خارج از تالار ایوان شمس، گفتگویی انتقادی با آقای علی حکمتی پور، مدیر اداری معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران، داشته باشیم و صراحتا نسبت به موارد مطرح شده انتقاد و ابراز نگرانی کنیم.

این موضوع ، گذشت؛ تا دوباره همایشی دیگر این بار به اسم افطاری، برگزار شد. البته از مراسم اول تا این مراسم اخیر معاونت فرهنگی شهرداری بیکار نبوده و با تلاش و صرف مبالغی بسیار به بهانه های مختلف مثل سفر کربلای معلا، وبلاگ نویسان را در کنار خود همراه داشتند.

اما در مراسم دوم دوباره حرف و حدیث هایی پیش آمد؛ خصوصا با تغییر و تحولات اخیر در اوضاع و احوال جریانات سیاسی کشور و شکل گیری جبهه پایداری و اختلافات عقیدتی - سیاسی این جبهه با شهردار تهران.

اختلافات بین وبلاگ نویسان بالا گرفت و تزاعات و تحریم هایی شکل گرفت. در ابتدا نظر بنده هم بر نرفتن بود و نرفتم. اما حالا نظر دیگری دارم...

اوایل که وب سایت هایی مثل Facebook, FriendFeed, twitter و ... ظهور کردند. تحریم کردیم. فیـــــلتر کردیم.

اما بعد متوجه شدیم که این موج با این کار ها متوقف نمی شود و یاد گرفتیم, که موج سواری کنیم. خوشبختانه در موج سواری موفق عمل کردیم و با استفاده از ابزار دشمن علیه خودش تاختیم.

حالا هم...

با توجه به این واقعیت که عموم وبلاگ نویسان ارزشی خط فکری-سیاسی متفاوتی با برخی افراد در شهرداری تهران دارند، به راحتی می توان گفت که:

- چه اشکالی دارد با بودجه ایی که قرار است برای کار فرهنگی خرج شود کنار هم جمع شویم و "کار فرهنگی خودمان" را بکنیم؟! به این ترتیب شبهات محل صرف این بودجه کم رنگ خواهد شد.

- در زمینی که برای بازی دیگری طراحی شده، بازی خودمان را بکنیم. محتوای مراسم و گفتگو ها و مذاکرات و میزگرد های غیر رسمی و خودمانی حاشیه این مراسم ها در اختیار خودمان است و به هر نحو که بخواهیم می توانیم آن را سر و سامان بدهیم.

- بچه ها هم آنقدر هوشیار هستند که بدانند کدام کلام و سیگنال را درک و دریافت کنند؛ کدام را رد کنند.

بیاییم از این فرصت های به دست آمده در جهت گفتمان عدالت خواهانه و اصولگرایی اصیل مد نظر خودمان استفاده کنیم. با این شرایط فکر نمی کنم حضور هوشیارانه و فعال در اینچنین همایش هایی مضر و مشکل آفرین باشد. به این ترتیب اختلاف نظر ها هم میان خودمان به حداقل ممکنه خواهد رسید.

همایش مشهد مقدس را از دست ندهیم.

منتظر نظر دوستان هستم.

موفق باشید.

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠


اصلاحات در مجمع تشخیص مصلحت نظام!

سلام.

حمایت های پنهان و آشکار جناب آقای هاشمی رفسنجانی از جریان ضد دکتر احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری، برای همه روشن و آشکار است. از طرف دیگر کار شکنی و سنگ اندازی ایشان در جامعه مدرسین، جامعه روحانیت، جبهه اصول گرایی و ... در جهت جلوگیری از اجماع این نیروها روی دکتر احمدی نژاد، به نحوی است که از این دور از انتخابات به عنوان دور سوم انتخابات تیر 84 نام برده می شود.

غیر از خود ایشان، خانواده وی و همه همفکران و وزیران دوران 8 ساله ریاست جمهوری ایشان هم در این نبرد اقتصادی و ایدئولوژیک در جبهه مقابل دکتر احمدی نژاد سنگر گرفته و به تشویق و تجهیز این جبهه و تخریب جبهه عدالتخواه می پردازند.

به این ترتیب رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به عنوان یک عنصر جناحی، با کمک امکانات گسترده رسانه ای و هماهنگی شخصیت های مختلف سیاسی-اقتصادی کشور، کل جریان ضد احمدی نژاد (شامل: میرحسین موسوی-عضو مجمع ، محسن رضایی-دبیر مجمع و مهدی کروبی-تحت کنترل و هدایت توسط کرباسچی،از نزدیکان هاشمی رفسنجانی ، حسن روحانی-عضو مجمع و لاریجانی و ناطق نوری و ....) را کنترل، هدایت و رهبری می کند و مجمع تشخیص را به ارگان حمایتی جبهه اصلاحات تبدیل کرده است.

این موضوع توانمندی ایشان را در بسیج امکانات و نیروها برای نیل به اهداف مدنظر نشان می دهد. امری که به خودی خود نشان از توان بالای ایشان دارد (حال در چه جهتی؟ بماند!)

اما نکته اساسی در آنجاست که مجمع تشخیص مصلحت نظام، همانطور که از نامش پیداست، یک ارگان فرا جناحی و غیر حزبی است که رسالت سنگینی برای مشورت و یاری رسانی به رهبری در جهت تدوین سیاست های کلی و پیشبرد اهداف نظام  را بر عهده دارد.
حال با وضعیت موجود و اتخاذ سیاست های حزبی و جناحی توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام، این رسالت و وظیفه زیر سوال رفته و کارکرد مجمع را به عنوان یک ارگان فراجناحی زیر سوال برده است.

لذا اعمال اصلاحات و ایجاد تغییرات اساسی در مجمع تشخیص مصلحت نظام، افراد و پست های آنها، در آینده نزدیک از طرف رهبری معظم، دور از ذهن و عجیب نخواهد بود.

انشاء الله.

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸


خودزنی مصلحتی-انتخاباتی میرحسین!

سلام.

وقتی میر حسین موسوی رسما اعلام کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری دهم کرد، با توجه به سوابق ایشان در دوران دفاع مقدس، خیلی ها خوشحال شدند و این اعلام حضور را به فال نیک گرفتند.
اما، بعد از چند سخنرانی، بیانیه، مصاحبه و بعضی انتقادها و ایرادهای تند، غیر منطقی و عوام فریبانه(مثل ماجرای سیب زمینی، پرتقال، نماز جماعت و ...) ورق برگشت؛ و اقبال مذهبیون و معتقدین به اصول اسلام، انقلاب، نظام، امام(ره) و رهبری را نسبت به ایشان به شدت کاهش داد.
از طرف دیگر دل خوری و ناراحتی قسمتی از اصلاح طلبان از میر حسین به خاطر اعلام کاندیداتوری در زمانی که خاتمی سفرهای استانی خود را شروع کرده بود و نهایتا انصراف خاتمی به دلیل حضور میر حسین، دلیل دیگری برای کاهش رای میر حسین بود.
موسوی با انجام یک مانور سیاسی و جذب تندروها و معلوم الحال های جبهه اصلاحات (لیبرال ها، مجاهدین و ....) به سمت خود، قشر عظیمی از منتقدیم دوم خردادی را با خود همراه کرد. این همراهی، موج انتقادات متدینین و اصولگرا های متمایل به میر حسین موسوی را برانگیخت و باعث ریزش و کاهش شدید رای و اقبال عمومی از وی شد.

در هفته ای که گذشت شاهد رویکرد و سخنان جدید و بعضا متضادی از جانب این کاندیدای احتمالی ریاست جمهوری دهم، بودیم. موسی طی یک اقدام عجیب که به نوعی خودزنی شباهت دارد، با انجام اعمال و عنوان مطالبی مغایر با خواست و پسند اصلاح طلبان و اظهار نظر هایی به سبک احمدی نژاد، ظاهرا باعث ریزش رای تندروهای اصلاحات شد.
پیرو این اتفاق رانده شده ها به کروبی رو آورده و مهندس مورد اقبال قشری از اصول گراها قرار گرفته و رای آنها را کسب کرد.
تا اینجا روی اول سکه.

اما روی دوم سکه:
موسوی و تیم فکری وی پیش بینی می کنند که انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد. در دور دوم رقابت بین احمدی نژاد و میرحسین خواهد بود.
از طرفی کسانی که از میرحسین رانده شده و به کروبی پیوسته بودند به همراه حامیان کروبی، در دور دوم گزینه ای جز موسوی نخواهند داشت و رای آنها به آراء فعلی وی اضافه خواهد شد.
بنابر این از جانب آراء جذب شده به کروبی نگرانی خاصی وجود ندارد. در واقع این روشی است برای ذخیره رای. حالا دقدقه میرحسین جذب رای مذهبی ها و اصول گراهای منتقد دولت نهم، هست. با اتخاذ تاکتیک خودزنی مصلحتی-انتخاباتی و طرد ظاهری تندروهای اصلاحات و همچنین گرفتن ژست احمدی نژادی موفق به جذب آراء مذهبی ها و اصول گراهای منتقد دولت نهم، شد.

بنابر این در دور دوم به راحتی به اکثریت مدنظر خود خواهد رسید.

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸