شنود می شوم ؟!
سلام.
فروردین سال 87 انفجاری در حسینیه سید الشهدا(ع) شیراز ، متعلق به کانون رهپویان وصال رخ داد، که منجر به شهادت 14 نفر و زخمی شدن حدود 200 نفر از عزیزان این شهر شد.

مسئولین شهری از نخستین ساعات وقوع انفجار قصد القاء این مطلب را به مردم و رسانه ها داشتند که، انفجار رخ داده بمب و عملیات خرابکارانه نبوده و به دلیل بی احتیاطی در نگهداری از برخی ادوات نظامی(مین خنثی شده و بدون چاشنی) رخ داده.
پافشاری مسئولین شهری در آن زمان تا به آنجا ادامه پیدا کرد که شورای عالی امنیت ملی هم در بیانیه ای رسمی، عملیات خرابکارانه را رد کرده و علت انفجار را بی احتیاطی، عنوان نمود.
اما بسیاری، خصوصا حاظرین در محل انفجار، نظری غیر از این داشتند. آنها معتقد بودند که این انفجار ناشی از بمب و عملیات خرابکارانه است.
جمعی از دوستان ضمن انتشار مطالب و عکسهایی از محل انفجار و تحلیل شرایط محیط و نحوه انفجار، موفق شدند نظر بسیاری را در خصوص انفجار، به سمت "بمب" معطوف نمایند. تا آنجا که پس از بازرسی های بازرسان ویژه، انفجار بمب تایید شد.
آنچه گذشت مقدمه ایی بود برای مطلبی که از این پس نگاشته می شود.
در جریان تلاش برای اثبات وجود "بمب" با برخی از دوستان همکاری می کردیم. پیغام دادند که "بچه های بالا" توصیه می کنند که این موضوع را رها کنید و ...
اما، کو گوش شنوا!؟
در همان ایام متوجه وجود یک علامت جدید روی گوشی خود شدم.
زمانی که تماسی از طریق گوشی همراه خود برقرار می کردم، ضمن شنیدن یک صدای بوق در ابتدای تماس، یک علامت شبیه تابلو احتیاط هم رو گوشی ظاهر می شد. یک پیغام هم نمایش داده می شد اما تا می خواستم آن را بخوانم محو می شد.
تعویض گوشی و سیم کارت، مرا به این نتیجه رسانید که این موضوع با سیم کارت و شماره بنده در ارتباط است.
از یکی دو کارشناس سوال کردم. گفتند، این علامت مربوط است به "کُد" نشدن اطلاعات ارسالی از گوشی به سمت مخابرات. علت آن هم دو چیز است. یا BTSی که به آن متصل هستید قدیمی است یا اینکه به عمد و برای شنود مکالمه این کار انجام می شود.

با تست های مختلف، موضوع قدیمی بودن BTS کلا منتفی شد. اما...
این قصه ادامه داشت تا حدودا یک سال بعد؛ تقریبا بعد از یک سال، دیگر در محدوده شهر شیراز مشکلی نداشتم. اما به محض خروج از شهر دوباره همان داستان و همان علامت، تکرار می شد. تا زمان انتخابات سال 88 و فتنه 88. از صدقه سری فتنه گران، مشکل گوشی بنده مرتفع شد. اما دوباره حدود 10 ماه تا یک سال بعد، در سفر های خارج از شهر، متوجه بازگشتِ مجدد علامت هشدار، روی گوشی شدم.
در سفری که حدودا دو ماه پیش به مشهد مقدس و تهران داشتم باز این علامت در برخی مکالمات ظاهر می شد. آخرین مورد کمی عجیب و متفاوت بود. زمانی که در محدوده میدان توپخانه تهران در حال مکالمه با یکی از دوستان بودم صدای بوق را شنیدم و بلافاصله نمایشگر گوشی را نگاه کردم. پیغامی ظاهر شده بود که از میان کلمات آن فقط توانستم کلمه "Cipher Text" را تشخیص دهم.علامت هشدار هم ظاهر شد. بعد از کمی که از مکالمه بنده با آن دوست در موضوع "رفع خرابی کامپیوتر دفتر" گذشت دوباره صدای بوق و پیغام و محو شدن علامت هشدار را شاهد بودم.
حالا چند سوال:
1- اصلا این علامت یعنی چه؟
2- اگر به معنی شنود است:
- چه کسی یا چه کسانی پشت پرده این شنود هستند؟
- به دنبال چه چیزی هستند؟
- تا کی قصد ادامه این بازی را دارند؟
- چه مرجع قانونی و حقوقی می تواند مرا در پیدا کردن عامل یا عاملین یاری نماید؟
منتظر نظرات و راهنمایی های دوستان و مطلعین هستم.
والسلام.
پلیس 110، قاضی و امنیت
سلام.
شامگاه ١٠/٠٣/٩٠ حوالی ساعت ٢٢ نزدیک چهارراه ١۵ خرداد (پارامونت) با یک فرد نعشه با شلواری تا نیمه (نیمه برهنه) در یک مکان عمومی مواجه شدیم. با کمک یکی دو تا از دوستان این فرد را مهار و تا رسیدن پلیس ١١٠ منتظر ماندیم. ساعت ٢٢:٢٠ بود که با پلیس ١١٠ شیراز تماس گرفتیم. بعد از حضور یک مامور از کانکس پلیس ١١٠ مستقر در ضلع غربی چهارراه ١۵ خرداد و شرح ما وقع و حالات و پوشش متهم وی را تحویل ایشان دادیم.
با توجه به نزدیک بودن کانکس پلیس تا محل و به منظور تکمیل گزارش ایشان با پلیس همراه شدیم.
از کانکس با جایی تماس گرفته شد و درخواست وسیله نقلیه برای انتقال متهم کردند.
چند دقیقه بعد دو نفر (ستوان و استوار) از خودرو پیاده شدند. در طول این مدت متهم که اصلا حال مناسبی نداشت مدام پرت و پلا می گفت بعضی وقت ها می گفت کلونازپام خورده بعضی اوقات هم می گفت "شیشه" مصرف کرده. یک فقره برگ احضاریه به جرم اعتیاد هم در جیبش بود.
پرسیدند "شاکی داره؟"
در مشورت با دوستان گفتم "نه، ما فقط ایشان را تحویل دادیم."
ستوان پلیس شاکی شد و با ناراحتی و پرخاش گفت "پس چرا این را گرفتین و به پلیس ١١٠ زنگ زدین؟"
با تعجب پرسیدم "یعنی چه؟ پس باید چکارش میکردم؟ ولش می کردیم با این وضع ول-ول تو انظار بگرده هر کاری دلش خواست بکنه؟"
گفتند "وقتی شاکی نداشته باشه قاضی کشیک اون را آزاد می کنه"!
گفتم "مگه میشه؟! این آدم جرمش مشهوده!"
متهم را سوار خودرو کردند و در حالی که آقایان طلبکارانه شاکی بودند از اینکه چرا این آدم را گرفتیم و تحویل داده ایم با ناراحتی اونجا را ترک کردم.
چند لحظه بعد یکی از همراهان به من رسید و گفت متهم با دستبند بسته شده به دستش شیشه خودرو پلیس را شکسته.
با ناراحتی از اونجا دور شدم.
صبح روز بعد دوستان بار دیگر متهم را با حالت نعشه در همان مکان شب گذشته در حالی که با نشان دادن برگ کاغذی سفید اعلام می کنه که حکم جلب شما را آوردم (خنده حضار) مجددا مشاهده کردند.
متاسفانه مجریان قانون و قاضی کشیک این فرد را مجددا در جامعه به حال خود رها کردند و به ریش ما و قانون، حسابی خندیدند.
والسلام.
تشکیلات، آفتی برای بسیج!
سلام.
سال ١٣٨٩، سال «همت مضاعف و کار مضاعف» بر همگان مبارک! امیدواریم که در این سال بجای حرف، شعار و تبلیغ مضاعف، با به کارگیری همت مضاعف، کار مضاعف هم ارائه شود.
در طول چندین ماه اغتشاشات پس از انتخابات سال ٨٨، نقاط ضعف و قوت فراوانی خود را به نمایش گذاشتند. یکی از نقاط ضعف ، از دید این جانب، ساختار و نحوه سازماندهی جدید بسیج بود. در اینجا قصد آسیب شناسی و تحلیل تهدیدات بسیج و فرهنگ بسیجی را ندارم.
آنچه از گذشته بسیج و عملکرد آن به خاطر دارم، به این شکل بود که هر زمان و هر کجا، بسیجی احساس می کرد به حضور او نیاز است، کاملا "فعال" و "خود جوش" وارد عرصه می شد و به ایفای نقش و وظیفه می پرداخت.
در گذشته بسیجی به حدی از قدرت تشخیص و آگاهی رسیده بود که در موقعیت و شرایط مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی-امنیتی و ... ، قبل از آنکه مراکز سازمان یافته و اداری مسئول، وارد عمل شوند کاملا خودجوش و بدون دستور و امریه، وارد میدان شده و به ایفای نقش می پرداخت.
با بازنگری در وقایع دهه اول انقلاب، مشاهده می شود که سازمان ها و ارگان های دولتی و حکومتی معمولا به دلیل ساختار و سلسله مراتب نهفته در آن، از سرعت عمل پایینی در برخورد و مقابله با تهدیدات و خطرات برخوردار هستند. در مقابل، بسیج، که سازمان ،تشکیلات، چارت و سلسله مراتب آنچنانی نداشت و به صورت هسته های چند نفری در مساجد و پایگاه های بسیج، عمل می کرد، در برخورد و مقابله با تهدیدات و مخاطرات پیش آمده و قبل از به میدان آمدن سازمان و ارگان مربوطه، از سرعت عمل و چالاکی قابل قبولی برخوردار است.
در سالهای اخیر، با تغییر و تحولات بوجود آمده در ساختار بسیج، این مجموعه مردمی به یک سازمان نظامی و تحت امر سپاه پاسداران، تبدیل شده و به تبع آن گرفتار همان اشکالات و نقاط ضعف سازمانهایی با ساختار مدیریتی به روش سلسله مراتب، شده است.
در اغتشاشات سال ٨٨ شاهد حضور دو نوع بسیجی در خیابان ها و جبهه رسانه ای و سایبری بودیم.
گروه اول که از سرعت عمل خیلی خوبی برخوردار بود، افرادی بودند که عمدتا "بسیجی وار" وارد میدان شدند و به مقابله با فتنه گران و کودتاچی ها پرداختند. عموما این افراد منتظر فرمان و دستور نمی نشینند و با تکیه به همان تفکر و فرهنگ بسیجی اوایل انقلاب، به محض احساس تکلیف وارد میدان شدند.
گروه دوم "اعضاء بسیج" بودند که با کمی تاخیر و پس از ابلاغ از بالا، به میدان آمدند. این افراد تازمانی که از طریق سلسله مراتب سپاه به آنها ابلاغ و فرمانی نرسیده بود، کاری را صورت ندادند و عملا به نقش یک واحد نظامی ارتش های منظم، عمل کردند نه یک مجموعه چالاک و با قابلیت واکنش سریع.
لازم است مسئولین با بازنگری در ساختار بسیج و با افزایش سطح آگاهی و بصیرت فرماندهان و مسئولین پایگاه های مقاومت بسیج، با افزایش قدرت مانور و تصمیم گیری آنها، ضمن رفع مشکل "اقدامات خودسر"، چالاکی و پویایی بسیج را به آن بازگردانند تا خدایی نکرده در حوادث و وقایع احتمالی آینده دچار مشکل و تاخیر در اقدام نشویم.
والسلام.
مسجد قبا! عامل وحدت یا آتش زیر خاکستر؟
سلام.
در آخرین ساعات شامگاه ٢٧ دی ماه ٨٨، گوینده خبر استانی با ذکر جمله "به خبری که همینک به دست من رسید توجه فرمایید" اعلام کرد: هیئت امنای جدید مسجد قبا انتخاب شده و از این پس این مسجد به صورت هیئت امنایی اداره خواهد شد. در ادامه این خبر آمده: پایگاه مقاومت بسیج مسجد با نام "بحر ولایت" هم راه اندازی شد.
گوینده، اخبار تکمیلی را به فردا موکول کرد.
همان شب با پرس و جو از دوستان اطلاع یافتم که این تصمیم در پی مصوبه شورای تامین و با دستور مستقیم وزیر کشور، اتخاذ شده است.
اما اینکه آیا واقعا دستوری از طرف وزیر کشور در این خصوص صادر شده است و یا اینکه این ترفندی بوده از طرف برخی مسئولین استانی، برای توجیه این عمل، هنوز مشخص نیست.
در ادامه بررسی ها مشخص شد که امام جماعت مسجد قبا، همچون گذشته به خود علی محمد دستغیب واگذار خواهد شد.
تنها تغییر به وجود آمده اضافه شدن پایگاه مقاومت بسیج و هیئت امنا می باشد که معلوم نیست با وجود اختلاف نظر شدید طرفین چگونه اداره خواهد شد و نتیجه اختلاف نظر و اصطکاک های احتمالی فی مابین به کجا خواهد انجامید.
البته هنوز اسامی اعضای هیئت امنا منتشر نشده و از ترکیب عقیدتی و سیاسی آنها اطلاعی در دست نیست.
این اقدام عجیب شورای تامین استان فارس در بازگرداندن دوباره مسجد، به اهالی سابق آن، پس از پلمپ چند روزه آن را از دو منظر کلی میتوان بررسی نمود.
١- اینکه طرفین به اشتباهات خود پی برده و ضمن عذر خواهی از یکدیگر و طلب و حلالیت از این پس در جهت اصلاح امور و تحکیم وحدت گام برداشته تا بساط بیانیه دادن و لشکر کشی برچیده شود. اگر چنین باشد؛ بهترین حالت ممکن و مطلوب همه مردم و مسئولین دلسوز خواهد بود.
٢- با اعمال فشار و تهدید، یک طرف و یا طرفین از برخی مواضع خود موقتا کوتاه آمده تا در فرصت مناسب اقدامات مقتضی صورت پذیرد. در این صورت باید منتظر شعله ور شدن دوباره "آتش زیر خاکستر" در آینده ای نه چندان دور باشیم. شعله ای که این بار به دلیل بی اعتمادی به مسئولین استانی دیگر با وساطت آنها قابل کنترل نخواهد بود و به احتمال زیاد برخی از مسئولین را هم دچار "سوختگی" شدید خواهد کرد.
الله اعلم.
-----------------------------------------------
یک خبر تاسفبار و عقب نشینی دیگر: سردار علی موئدی فرمانده انتظامی استان فارس در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا، احداث پایگاه مقاومت بسیج "بحر ولایت" در مسجد قبا را منتفی دانست
لینک خبر فک پلمپ مسجد قبا: http://www.parlemannews.ir/index.aspx?n=7480
تسخیر و تطهیر!
سلام.
امروز سه شنبه ٨ دی ماه ١٣٨٨ مردم خشمگین از جسارت امویان سبز پوش به ساحت آقا اباعبدالله الحسین (ع)، سید و سرور شهیدان، در سراسر کشور، به خیابان ها آمده و علیه هتاکان شعار داده و هشدار دادند.
شهر شیراز هم از این قاعده مستثنی نبود و دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی در کنار مردم و مسئولین استانی علیه هتاکان شعار دادند.
بعد از قرائت قطعنامه، از میدان شهدا به طرف حرم مطهر حضرت شاه چراغ به راه افتادند.
دفتر آقای صانعی و مسجد قبا(محل استقرار سید علی محمد دستغیب) در مسیر حرکت مردم خشمگین قرار داشت. این امر باعث شد تا مردم با دیدن تابلو دفتر آقای صانعی آن را از دیده گان حذف و محو نمایند. سپس همه به سمت مسجد قبا حرکت کرده و در آنجا علیه همراهی سید علی محمد دستغیب با سبزپوشان اموی شعار دادند؛ تا اینکه برای اقامه نماز ظهر و عصر به سمت شاهچراغ حرکت کردند.
نکته ای که در این میان توجه من را به خود جلب کرد، برخی اقدامات انگشت شمار به سبک سبزک های اغتشاشگر بود. موضوعی که نشان از بی برنامه بودن و عدم هماهنگی میان گروههای مختلف بود.
دستورالعمل تسخیر و تطهیر اماکن و دفاتر متعلق به امویان سبزپوش
لازم است جهت تسخیر و تطهیر مراکز و دفاتر متعلق به حامیان گروهک سبز اموی نکات و دستورالعمل زیر رعایت شود:
1- در مواجهه با دفاتر یا مراکز امویان سبزپوش، باید ضمن رعایت آرامش و متانت، با ورود به محل مذکور، آنجا را تسخیر نمایید.
2- با ساکنان و حضار در آن مکان هیچ کاری نداشته باشید. چراکه بسیاری از آنها قلبا با شما هم عقیده هستند و نباید خاطر آنها را بیازارید.
3- هیچ برخوردی با مقاومت کنندگان نکرده و بی اعتنا به حرفها، گقتار و احتمالا فحاشی آنها به محل مورد نظر وارد شوید.
4- اگر امویان سبز پوش به شما حمله ور شدند حتی الامکان افرادی که از قدرت بدنی بالا برخوردار هستند ضمن کنترل آنها و گرفتن دست و یا در صورت لزوم پای این افراد شر آنها را از سر سایرین کم کنند.
5- به هیچ وجه با آنها درگیر نشده و کتک کاری نکنید حتی اگر کتک خوردید.
6- برای احتیاط از پلاستیک فروشی ها مقداری زیپ پلاستیکی بلند تهیه کنید تا در صورت لزوم به عنوان دستبند مورد استفاده قرار گیرد.
7- هتاکان را پس از تنظیم صورتجلسه به مراجع قانونی تحویل دهید.
8- از نادمین و توابین(در صورتی که جرم بارز و آشکاری مرتکب نشده اند) به گرمی استقبال و با خوشرویی با آنها برخورد نمایید.
9- به هیچ عنوان به اموال آن محل خسارتی وارد نکنید.
10- به هیچ وجه به اسناد و مدارک محل دست نزنید و آنها را با هماهنگی مسئولین امنیتی در اختیار ماموران قرار دهید.
11- حداقل به مدت سه روز در آن محل تحصن کرده و از اعمال غیر اخلاقی، غیر قانونی و غیر مذهبی مالکان اعلام انزجار نمایید.
12- اگر مکان مورد نظر از قداست خاصی برخوردار است(مساجد، حسینیه ها و ...)، لازم است حتما قداست محل حفظ شود.
13- پس از تسخیر مراکز مذهبی با تحصن سه روزه در آن مکان و برگزاری مراسم مذهبی متناسب با شعائر دینی به تطهیر محل، بپردازید.
اجرکم عندا..



