حیران ؟!




وبلاگ حیران، حاوی نظرات شخصی یک شیرازی پیرامون حوادث و وقایع روز جامعه.

مهندسی فرهنگی

سلام.

خبری خواندم در باب تاثیر مهندسی فرهنگی بلند مدت بر فضای دانشگاهها.

با دیدن عبارت "مهندسی فرهنگی بلند مدت" خاطرات دو دهه گذشته در ذهنم مرور شد.

متاسفانه مسئولین فرهنگی کشور در این سالها هیچگاه به تکنولوژی(!) اصیل مهندسی فرهنگی دست نیافتند.

طی این سالها دو نوع مهندسی فرهنگی را در جامعه شاهد بودیم. یکی "مهندسی فرهنگی باز"(ول) و دیگری "مهندسی فرهنگی بسته".

مهندسی فرهنگی باز، با آزاد و بی پناه گذاشتن مردم، خصوصا جوانان در برابر مهندسی تهاجمی فرهنگ غرب و اتخاذ موضع انفعال و بعضا عقب نشینی ، بسیاری از داشته های فرهنگی جامعه، خصوصا جوانان را بر باد فنا داد.

اما مهندسی فرهنگی بسته؛ در این سبک از مهندسی فرهنگی، طراحان بنا را بر "ممنوعیت" می گذارند. فلان مدل پوشش و آرایش ممنوع، فلان رنگ لباس ممنوع، دستگاه ویدئو ممنوع، ماهواره ممنوع، اینترنت ممنوع و ..... طراحان این مدل، با تمسک به قدرت و ابزار حقوقی و قضایی، بدون تدارک سریع و وسیع ابزار و جاذبه های فرهنگی جایگزین، صرفا بر ممنوعیت پای می فشارند.

به عنوان مثال سالهای اول ورود دستگاه ویدئو به ایران را به خاطر دارم. در آن زمان ورود این دستگاه به ایران با ورود فیلم های غربی همراه شد. متاسفانه فرهنگ مهاجم غرب از خلاء تفریحات سالم برای جوانان و خانواده ها، کمال سوء استفاده را برد. در کنار فیلمهای معمولی، اکشن و خانوادگی وارداتی، بازار فیلم های مستهجن هم داغ شد.

مسئولین فرهنگی، خصوصا دست اندرکاران رسانه تصویری کاملا غافلگیر شدند. چرا که مجموع برنامه ها و فیلم های شبکه یک و دو (تنها شبکه های تلویزیونی آن زمان) جوابگوی نیاز های جوانان نبود. لذا مسئولین فرهنگی آن زمان تصمیم بر ممنوعیت این ابزار رسانه ای گرفتند.

جذابیت رسانه ویدئو برای جوانان و خانواده ها، به تقابل میان متقاضیان این ابزار و مسئولین انجامید. شدت این تقابل به حدی بود که با دارندگان و فروشندگان این دستگاه و فیلم های آن به شدت برخورد انتظامی و قضایی می شد تا آنجا که قبح داشتن دستگاه ویدئو در حد گناهان کبیره بود.

همین امر جوانان آن زمان را که به شدت در فقر تفریحات سالم به سر می بردند به سمت تشکیلات زیر زمینی خرید و فروش ویدئو و رد و بدل فیلم های ویدئویی سوق می داد.

سالها طول کشید تا مسئولین فرهنگی با تسلیم در برابر قدرت نفوذ این ابزار رسانه ای در خانواده ها بی سر و صدا ممنوعیت آن را حذف کنند و به فکر ساخت و تهیه محصولات فرهنگی ویدئویی ایرانی-اسلامی جایگزین بیافتند.

اما این مهندسی فرهنگی بسته باعث شد بسیاری از خانواده و جوانان لطمات غیر قابل جبران فرهنگی بسیاری را متحمل شوند. ضمن آنکه همین امر زمینه ساز پذیرش مهندسی فرهنگی باز دولتهای بعدی شد.

متاسفانه افق دید هر دو مکتب مهندسی فرهنگی باز و بسته، کوتاه مدت بوده و صرفا جهت رفع نیاز های مقطعی طراحی شده اند. گواه و سند این حرف را هم در وضع نابهنجار فرهنگی امروز جامعه ایران می توان جستجو نمود. کافی است فرهنگ ایران دهه 60 را با فرهنگ امروز جامعه مقایسه نمایید تا فاصله چندین فرسخی فرهنگ امروز را با آنروز و فرهنگ اصیل اسلامی-انقلابی، مشاهده نمایید

آنچه لازمه یک مهندسی فرهنگی صحیح و اصولی می باشد "برنامه ریزی بلند مدت" به همراه "واکنش سریع و صحیح" است. اصولا جنس برنامه های فرهنگی از جنس پروژه های زمانبر است.

به عنوان نمونه در باب نحوه برخورد صحیح مسئولین فرهنگی با مقوله دستگاه ویدئو ، باید به این صورت می بود که:

ابتدا تیم های رصدی و دیده بانی فرهنگی با رصد فعالیت و ابزار های فرهنگ مهاجم غربی، پیش از آنکه دستگاهی مثل ویدئو وارد ایران شود، وجود چنین تکنولوژی و قابلیت های آن را به تیم های فکری فرهنگی اطلاع دهند.

تیم فکری با بررسی ابعاد مختلف ورود این دستگاه به خانه های ایرانی، برای بهره برداری صحیح و بی خطر از آن برنامه ریزی نموده، نتیجه را برای اجرای صحیح، در حداقل زمان به کار گروههای اجرایی ابلاغ نمایند.

در این میان اگر به هر دلیلی تیم اجرا به زمان بیشتری نیاز داشته باشد می توان از ابزار ممنوعیت به عنوان یک عامل کمکی موقت، بهره جست.

در نهایت ضمن تهیه و تدارک وسیع انواع فیلم خانوادگی و آموزشی ایرانی و خارجی، دولت، خود اقدام به توزیع کنترل شده این محصول رسانه ای-فرهنگی در جامعه نمایند.

همین راه کار و روش را می توان در سایر حوزه های نفوذپزیر فرهنگی انجام داد.

تا اینجای کار را می توان به عنوان حداقل های لازم در حوزه "دفاع فرهنگی" نام برد.

اما آنچه لازمه "صدور انقلاب" و زمینه سازی برای حکومت جهانی مصلح موعود، می باشد؛ بسیار بسیار بیش از یک دفاع منفعل فرهنگی است.

بسیاری بهترین دفاع را یک حمله خوب و حساب شده می دانند. در حوزه فرهنگی هم همینگونه است. تجربه چند سال اول انقلاب و اثرگذاری وسیع و سریع انقلاب اسلامی در میان ملت های جهان مؤید همین موضوع است. در آن مقطع جهاد فرهنگی راه افتاده در برابر فرهنگ غرب، با غافلگیر کردن مهاجمان غربی، توانست، اثر خود را در میان ملت ها به جا بگذارد.

اما در اثر غفلت مسئولین فرهنگی، این جبهه به تدریج جهت معکوس به خود گرفت و روز به روز مجبور به عقب نشینی در برابر تهاجم فرهنگی غرب شدیم. تا جایی که شاهد آن هستیم که تعداد زیادی از مبارزان جبهه فرهنگی آن زمان، امروز در خاکریز دشمن و علیه فرهنگ دیروز خود به مبارزه ایستاده اند.

امید است همه مسئولین و بزرگان کشور اعم از سیاسی، مذهبی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ضمن درک تاثیر بسیار بالا و اثر گذار فرهنگ بر همه معادلات سیاسی، اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی دنیای امروز، بار دیگر جبهه فرهنگی کشور را از حالت انفعال خارج نموده و با برنامه ریزی صحیح، دقیق و سریع ضمن رفع احتیاجات فوری داخلی، محصولات فرهنگی و اثر گذار خود را در حجم وسیع به دنیا و ملت های آزادیخواه و عدالت طلب عرضه بدارند.

به امید زمینه سازی سریع و صحیح ظهور منجی عالم بشریت(عج). انشاء الله.

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٦:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩


همه مومنین و دلسوزان، باید مبلغ "مکتب ایرانی" باشند.

سلام.

بیش از هزار سال است که ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفته اند و خدمات بسیاری در راه اعتلای اسلام عرضه داشته اند.

در طول تاریخ شاهد ظهور بزرگان فقهی و علمی بسیاری از ایران بودیم. بزرگانی که با رشادت و از جان گذشتگی در راه اعتلای اسلام گام برداشته و مسیر جهانی شدن این مکتب نجات بخش را هموار نموده اند. با گذشت ١۴٠٠ سال از پذیرش اسلام توسط ایرانیان، امروز اسلام و آداب اسلامی به فرهنگ و اندیشه مردم بدل شده.

اما بعضا به دلیل کوتاهی علما و جور زمانه و عناد حکام با اسلام و اندیشه های دینی شاهد افول نور ایمان در جامعه ایرانی بودیم.

امام خمینی (ره) با تکیه بر ایمان و اعتقاد قلبی مردم به اسلام ناب، قیام کرد و بر پایه احکام اسلامی و پس از گذشت ١۴٠٠ از تشکیل اولین حکومت های اسلامی به رهبری پیامبر اکرم(ص) و علی مرتضی(ع)، بار دیگر حکومت اسلامی را در جهان احیا نمود.

جمهوری اسلامی ایران در زمان و مکانی شکل گرفت که در هیچ جای ایرن کره خاکی اثری از حکومت اسلامی به معنی واقعی کلمه نبود.

دول و حکامی بودند که نام اسلام را با خود یدک می کشیدند ، اما هیچ کدام مبین اسلام واقعی و راستین نبودند. به اسم اسلام، فرهنگ و اندیشه های مختلف و بعضا متضادی در میان ملت ها رواج داشت. اما امام خمینی با احیاء اسلام ناب و تشکیل حکومت اسلامی جان تازه ای به اسلام ناب و مهجور مانده بخشید.

امام خمینی (ره) با تبلیغ و پیاده سازی احکام اسلام، تفسیر فراموش شده اسلام واقعی را برای جهانیان خصوصا مسلمانان سرتاسر گیتی بازخوانی نمودند. باز خوانی که به تعبییر خود ایشان از آن به عنوان "صدور انقلاب" نام برده می شود.

در واقع صدور انقلاب به معنی معرفی و تبلیغ اندیشه های احیا شده اسلام ناب است، از مبداء ایران، برای جهانیان. صدوری که از نوع فرهنگی است نه نظامی و حاکمیتی.

در زمان حیات حضرت امام(ره) با توجه به انطباق بسیار زیاد شرایط فرهنگی و عقیدتی ایران با اسلام ناب، تاکید بسیاری بر عبارت "صدور انقلاب" می شد.

همان زمان هم دشمنان و بدخواهان تبلیغات بسیاری علیه ایران راه انداختند. آنها با عباراتی همچون "ایران قصد احیاء و گسترش امپراتوری گذشته خود را دارد" و یا "ایران به سرزمین های عربی چشم دوخته و در اندیشه تصرف سرزمین های دیگر است" و یا ... قصد داشتند در معنا و مفهوم  عبارت "صدور انقلاب" خدشه وارد نمایند و با ایجاد رعب و هراس در میان ملت ها از شنیده شدن صدای انقلاب که همان ندای اسلام ناب و اصیل بود جلوگیری نمایند.

امروز بعد از گذشت ٣٠ سال از آغاز نهضت، به دلیل روزمره گی و اشتغالات مختلف بسیاری از مسئولین رسالت واقعی این انقلاب یعنی صدور انقلاب را فراموش کرده اند. آنها فراموش کرده اند که امام خمینی و مردم در آن زمان برای احیای نهضت جهانی اسلام و تهیه و تدارک مقدمات حکومت جهانی اسلام قیام کردند.

متاسفانه سایه این فراموشی هولناک علاوه بر مراکز سیاسی، بر سر مراکز فقهی، دینی و فرهنگی هم سنگینی بسیاری دارد. به نحوی که در سالهای اخیر دیگر خبری از اندیشه های اصیل انقلابی و اعتقاد عملی به صدور انقلاب در جامعه به چشم نمی خورد. مگر باریکه ای تحت عنوان بازخوانی اندیشه مهدویت.

خوشبختانه امروز دولت، پرچم صدور انقلاب را گردگیری نموده و بار دیگر آن را بر بام اندیشه های ایرانی-اسلامی برافراشته.

شرایط امروز حاکم بر ایران و فرهنگ ایرانی تا رسیدن به مطلوب اسلام ناب محمدی (ص) فاصله بسیاری دارد. اما در میان سایر مکاتب منتسب به اسلام، نزدیکترین و کارآمدترین فرهنگ و اندیشه به اسلام ناب است.

امروز بر همه لازم است که ضمن تلاش برای رفع نواقص موجود، مکتب و اندیشه ایران را که نزدیکترین مکتب پیاده سازی شده به مکتب اسلام ناب است را برای جهانیان معرفی نمایند. تا بدین وسیله مکتب ایرانی، الگویی عملیاتی و اجرا شده ای جهت دستیابی به یک الگوی کامل از اسلام ناب، برای جهانیان بدل شود.

در آخر باید این پرسش را مطرح نمود که چرا برخی خواسته یا ناخواسته و یا دانسته و یا نادانسته قصد دارند از معرفی مکتب ایرانی به عنوان الگوی دستیابی به اسلام ناب و ابزار صدور انقلاب، جلوگیری نمایند؟

والسلام.

 

----------------------------------

مطلب مرتبط:

مشایی و اسلام ناب

----------------------------------

انعکاس:

الف: همه مومنین و دلسوزان، باید مبلغ...

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩


اغنیا، عدالت، میخرند !

به نام خدا.

عدالت و عدالتخواهی خواست و مطلوب همه ملل و اقوام در طول تاریخ، تا به امروز بوده و خواهد بود.

گذشته ایرانیان در عدالت خواهی و مبارزه با ظلم و بی عدالتی، گذشته درخشان و پر باری است. عدالتخواهان و قسط گستران بسیاری را در میان بزرگان و قهرمانان ایران زمین می توان یافت.

انقلاب اسلامی نمونه ای از حس عدالتخواهی ملت ایران به رهبری روحانیت معظم و در راس آن امام خمینی (ره)، می باشد.

انقلابی که با هدف برپایی قسط و حمایت از اقشار مستضعف و "پابرهنگان"، به ثمر رسید. پابرهنگانی که به امید عدالت، برای حفظ استقلال و یکپارچگی کشور چه در طول سالیان منتهی به انقلاب و چه در طول 8 سال دفاع مقدس، با گذشتن از جان و مال و خانواده خویش، هدفی جز برپایی عدل و داد، و بریدن دست زیاده خواهان از کشور، نداشتند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با تلاش بزرگانی همچون شهید بهشتی، تغییر و تحولاتی در ساختار قضایی کشور رخ داد. اما هنوز تا عدالت واقعی مد نظر اسلام، فاصله، بسیار است.

بنده، فقه و اصول نمی دانم. فقط کمی از عدالت و هدف از مجازات در حد عامه مردم اطلاع دارم. این مبحث را هم از منظر عامه دنبال خواهم کرد.

چند سال پیش شبکه تهران مستندی در مورد ناهنجاری های رانندگان خصوصا در مناطق اعیانی شهر، پخش می کرد. در قسمتی از این گزارش، که در شهرک غرب پر شده بود، خبرنگار از راننده جوان و هنجار شکن یک خودرو مدل بالا، می پرسد: "فکر نمی کنید با این نحو رانندگی و سرعت بالا، خدایی نکرده ممکن است حادثه ای رخ دهد و با عابری برخورد کنید؟" راننده جواب داد: "من مراقب هستم. اگر هم مشکلی پیش بیاید بابام "پولش(دیه)" را می دهد." -نقل به مضمون.

خبرنگار در ادامه گزارش به بیمارستانی مراجعه کرد. ظاهرا راننده جوان و بی دقت و مرفهی با فردی برخورد کرده بود. پدر راننده هم آنجا بود خبرنگار از پدر پرسید:"شما نظارتی بر نحوه رانندگی فرزندتان دارید؟" پدر در کمال خونسردی پاسخ داد: "جوان است. باید جوانی کند. حالا که حادثه ای رخ داده، "پولش" را می دهم."

از نظر ایشان مشکلی نیست؛ "پولش را میدهند."

دارندگی است و برازندگی. پول دارند و هر چیزی را با پول میخرند. حتی، جان انسان ها را !؟

با توجه به بعد تنبیهی و پیشگیرانه مجازات، این سوالات به ذهن خطور می کند که:

1- در بحث پرداخت دیه برای اقشار مرفه که عموما مبالغ میلیونی، خیلی به چشمشان نمی آید، پرداخت دیه چه بعد تنبیهی و پیشگیرانه ای دارد؟

2- آیا نتیجه و بازخورد مجازات پرداخت مبلغ یک دیه مشخص، برای دو نفر در دو سطح مختلف رفاهی یکی است؟

3- آیا عدالت آن است که از میان این دو نفر یکی با پرداخت دیه، به راحتی به زندگی روزمره خود بازگردد؛ ولی دیگری به مجازات زندان محکوم شده و خود و خانواده اش گرفتار تبعات اقتصادی و اجتماعی زندان، شوند؟

 

مورد دیگری که خصوصا در این ایام، که بازار بازداشت و بازداشتی داغ است، خودنمایی می کند، موضوع "وثیقه"، است.

در این ایام به کررات در خبرگزاری ها و مطبوعات می خوانیم که فلان بازداشت شده با قرار وثیقه مبلغ فلان میلیون تومان آزاد شد.

دوباره سوالاتی پیش می آید:

1- تکلیف آن دسته از بازداشتی هایی که پول وثیقه را ندارند چیست؟

2- چرا باید سرکرده ها که موجبات فریب و بازداشت سایرین را فراهم کرده اند بتوانند با پرداخت مبلغی پول، آزاد شده و بعضا به اعمال گذشته خود برگردند؛ ولی فریب خوردگانی که پول وثیقه ندارند، باید گرفتار زندان شده و خود و خانواده خود را در معرض خطرات روحی-روانی و اقتصادی-اجتماعی زندان و زندانی قرار دهند؟

اصولا این چه "عدالت"ی است که پولدار ها، می توانند آن را به نفع خود، "خریداری" کنند ؟!

... ؟!

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸


"جنبش سبز" در 22 بهمن، حماسه آفرید !

سلام.

حضور میلیونی مردم در راهپیمایی 22 بهمن 88، حماسه ایی عظیم و غرور آفرین در سراسر کشور بود.

حماسه ای که انعکاس گسترده ای در رسانه های دنیا داشت.

حماسه ای که کمتر از حماسه 22 بهمن 57 نبود.

22 بهمن امسال رنگ و بوی دیگری داشت.

حضور مردم در 22 بهمن امسال معنی و مفهوم جدیدی داشت.

امسال بسیاری بعد از سالها سکوت به خیابان ها آمدند و حماسه خلق کردند.

 

در این میان نقش "جنبش سبز" را در بروز و ظهور حماسه امسال نمی توان نادیده گرفت.

"جنبش سبز" به مردم انگیزه حضور داد.

"جنبش سبز" باعث بیداری مردم شد.

"جنبش سبز" افکار خاکستری را هم به خیابان ها و راهپیمایی 22 بهمن آورد.

"جنبش سبز" احیاگر افکار امام خمینی(ره) و آرمانهای انقلاب شد.

"جنبش سبز" دشمن شناسی را در عامه مردم تقویت کرد.

"جنبش سبز" ایمان و اعتقادات مردم را تقویت نمود.

"جنبش سبز" سره از ناسره و خودی از غیر خودی را تفکیک کرد.

"جنبش سبز" انقلاب اسلامی ایران را در سطح جهان، رسانه ای کرد.

"جنبش سبز" موجب بازتعریف و معرفی دوباره ایران و تفکر ایرانی-اسلامی در جامعه بین الملل شد.

"جنبش سبز" انقلاب اسلامی ایران را برای چندین سال "بیمه" نمود.

"جنبش سبز" روحانی نما و روحانی فهمیده و واقعی را از هم تفکیک کرد.

"جنبش سبز" مسئولین دلسوز را از رانتخواران جدا کرد.

"جنبش سبز" درجه پایبندی مسئولین به قانون اساسی را آشکار کرد.

"جنبش سبز" عبارت التزام عملی به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را ترجمه کرد.

"جنبش سبز" لزوم وجود ولی فقیه مدیر، مدبر، شجاع و آگاه به امور زمانه را در راس نظام تبیین نمود.

"جنبش سبز" برای مراجع عظام تقلید هم، آزمون سختی بود.

"جنبش سبز" عامل تجدید بیعت دوباره و آگاهانه مردم با اصل ولایت فقیه و ولایت امام خامنه ای، هست.

"جنبش سبز" ساده لوح ها و احمقان را از صاحبان بصیرت جدا کرد.

"جنبش سبز" صحنه های زنده ای از وقایع و خیانت های زمان خلافت حضرت علی(ع) را به نمایش گذاشت.

"جنبش سبز" ...

و سرانجام: "جنبش سبز" حبابی بود که در 22 بهمن 88، ترکید!

"اگر خدا بخواهد، عدو شود سبب خیر"

والسلام.

عملیات"اسب تروا"ی مهاجرانی برای تسخیر ناگهانی میدان آزادی در روز 22 بهمن!

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها : سیاست ، رهبر ، انقلاب ، ملت


باب شهادت!

سلام.

عزیز و بزرگواری می گفت "فعالیت فرهنگی-اعتقادی در دنیای سایبر مصداق جهاد فی سبیل الله است و کشته شدن در این راه، همان، "شهادت" است".

آیا باب شهادت هنوز باز، است؟

آیا از طریق لینک های اینترنتی هم، میتوان به آن باب رسید؟

آیا شهادت .... ؟!فرشته

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها : شهید ، اسلام ، جنگ ، انقلاب


جشن تولد "عدالت" یا مراسم ختم آن ؟!

 
مهدی و فائزه هاشمی رفسنجانی
 
این خبر .... !؟سوالتعجبمتفکر
این خبر اول عدالتخواهان را شادمان و مسرور کرد. اما بلافاصله و در کمتر از چند دقیقه این شادمانی به شک و شبهه ای عمیق و قابل تامل بدل شد.
با توجه به اینکه امروز فرزندان هاشمی مظهر و نماد بی عدالتی و رانتخواری در اذهان جامعه عدالتخواهان می باشند؛ علت شادمانی مشخص است.
اما چرا شک و شبهه؟!
١- سوء سابقه، سوء تدبیر، سیاسی کاری و مصلحت اندیشی متولی اصلی "عدالت"، در جریان مطالبات دها ساله مردم و برخی مسئولین دلسوز، برای رسیدگی و برخورد با تخلفات خاندان هاشمی و وابستگان سایر مسئولین(هاشمیون)، بزرگترین سوءظن را نسبت به عملکرد دستگاه قضایی در برخورد با این پرونده به ذهن متبادر می کند.
مردم می پرسند آیا این خبر صرفا برای سرد کردن آتشفشان نهفته در سینه عدالتخواهان است؟ آیا بار دیگر و پس از فروکش مطالبات عموم مردم، پرونده ها مختومه می شوند؟ آیا باز هم با اعمال نفوذ و فشار برخی آقایان، همه چیز ماستمالی می شود؟
٢- در فضای بده بستان بوجود آمده تحت لوای طرح حکمیت و "وحدت ملی"، این سوال به ذهن خطور می کند که آیا این نوعی معامله است؟ آیا هاشمی رفسنجانی، پس از اشتباهات مکرر خود، در قبال کنار گذاشته نشدن از حاکمیت، قبول کرده پرونده فرزندانش به جریان بیافتد؟ آیا قرار است به این وسیله محبوبیت از دست رفته هاشمی تا حدودی ترمیم شود؟ آیا در این معامله حد و مرزی بین طرفین مشخص شده و قرار نیست قویه قضاییه از آن حد فراتر رود؟
٣- آیا این اتفاق در جریان ادامه فشار بر هاشمی رفسنجانی برای برگشت به چارچوب های نظام و حاکمیت است؟ در صورت احراز قطعیت بازگشت و یا عدم بازگشت او، نتیجه و سرنوشت این پرونده چه خواهد شد؟
۴- آیا هاشمی رفسنجانی هم به مانند بسیاری از بزرگان صدر انقلاب تا کنون به حکم شرع و وظیفه انقلابی خود از فرزندانش اعلام براعت نموده و آنها ار به دست قانون سپرده است؟
۵- آیا قوه قضاییه به حکم شرع و قانون و به دور از هرگونه ملاحظه و سیاسی کاری و مصلحت اندیشی، صرفا جهت اجرای "عدالت"  و احقاق حقوق تضیع شده مردم و بیت المال، دست به این کار زده؟
....
این گونه سوالات و ابهامات است که شیرینی این خبر را در کام مردم بیمزه و بعضا تلخ می کند.
امروز قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران پس از گذشت بیش از ٣٠ سال از عمر انقلاب و چندین بار مردودی؛ در آزمونی بزرگ، سرنوشت ساز و تعیین کننده، قرار دارد. آزمونی که نتیجه و تبعات آن به این قوه محدود نمی شود؛ بلکه کل نظام جمهوری اسلامی ایران را در بوته محک و آزمون قرار می دهد.
آزمونی که قبولی در آن در بازسازی چهره عدالتخواه جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج از کشور به عنوان حامی اصلی مستضعفان و پابرهنگان، تاثر عمیق و به سزایی به جای خواهد گذاشت.
اگر هم خدایی نکرده قوه قضاییه در این آزمون خطیر و مهم "عدالت"، مردود شود و یا با تک ماده از آن عبور کند، دیگر امیدی به آن و آینده رسالت عدالتخواهی جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور نخواهد بود.
ورود خواسته یا ناخواسته دستگاه قضایی کشور به این مقوله یا سرآغاز "تولد دو باره عدالت" خواهد شد و یا اینکه خدایی نکرده به "مراسم ختم عدالت" منتهی می شود.
امیدواریم که مسئولین و قضات بدون در نظر گرفتن مصالح و صرفه با میزان قرار دادن عدالت و شرع، این پرونده را به سرانجام برسانند تا به پشتوانه آن بتوان سایر مفسدان و آقازاده های منحرف را هم به پای میز محاکمه کشانید.
به امید اتصال و پیوند زود هنگام این انقلاب به انقلاب جهانی و عدالت گستر منجی عالم بشریت، حضرت مهدی موعود(عج). انشاءالله.
والسلام.

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸


مردم بیدار و مسئولین در خواب شیراز!

سلام.

دیروز چهارشنبه ٩ دی ماه، بنا بود سراسر کشور راهپیمایی اعتراض آمیز علیه فتنه گران اموی برگزار شود.

در بسیاری از شهر ها این اتفاق رخ داد و میلیون ها نفر در سراسر کشور به خیابان ها آمدند.

در شیراز چه گذشت؟

روز قبل از آن یعنی سه شنبه گروهی از مردم در کنار دانشجویان تجمعی خودجوش در میدان شهدا ترتیب دادند. قرار بود چهار شنبه تجمعی با حضور و همکاری آحاد مردم و ارگانها و سازمانهای ذیربط برگزار شود. انتظار میرفت جمعیتی چندصد هزار نفری در شیراز گرد هم آیند.

اما بنا به دلایلی،بر خلاف سایر نقاط کشور، رئیس شورای هماهنگی سازمان تبلیغات اسلامی فارس گفت: "روز چهارشنبه از سوی این نهاد برنامه ای برای تجمع اعلام نشده".

با این حال حدود ساعت ١۴ روز چهارشنبه بود که از طریق دوستان مطلع شدیم قرار است جمعی به صورت خود جوش ساعت ١۵ در میدان آزادی (فلکه گاز) تجمع کنند.

این خبر سینه به سینه چرخید، به نحوی که تا اواخر مراسم،حدود ساعت ١٧، هنوز مردم درحال حرکت به سمت محل برگزاری مراسم بودند. تعداد کثیری هم، اصلا، مطلع، نشدند.

این چنین احمال و سستی را بار ها در شیراز، این ایالت خود مختار، شاهد بوده و هستیم. امید میرفت با حضور جناب آقای احمدزاده کرمانی، استاندار جدید فارس، تغییرات محسوسی را در این خصوص و مدیریت فرمانداری شیراز شاهد باشیم. اما هنوز خبری از اصلاحات نیست.

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸


تسخیر و تطهیر!

سلام.

امروز سه شنبه ٨ دی ماه ١٣٨٨ مردم خشمگین از جسارت امویان سبز پوش به ساحت آقا اباعبدالله الحسین (ع)، سید و سرور شهیدان، در سراسر کشور، به خیابان ها آمده و علیه هتاکان شعار داده و هشدار دادند.

شهر شیراز هم از این قاعده مستثنی نبود و دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی در کنار مردم و مسئولین استانی علیه هتاکان شعار دادند.

بعد از قرائت قطعنامه، از میدان شهدا به طرف حرم مطهر حضرت شاه چراغ به راه افتادند.

دفتر آقای صانعی و مسجد قبا(محل استقرار سید علی محمد دستغیب) در مسیر حرکت مردم خشمگین قرار داشت. این امر باعث شد تا مردم با دیدن تابلو دفتر آقای صانعی آن را از دیده گان حذف و محو نمایند. سپس همه به سمت مسجد قبا حرکت کرده و در آنجا علیه همراهی سید علی محمد دستغیب با سبزپوشان اموی شعار دادند؛ تا اینکه برای اقامه نماز ظهر و عصر به سمت شاهچراغ حرکت کردند.

نکته ای که در این میان توجه من را به خود جلب کرد، برخی اقدامات انگشت شمار به سبک سبزک های اغتشاشگر بود. موضوعی که نشان از بی برنامه بودن و عدم هماهنگی میان گروههای مختلف بود.

 

دستورالعمل تسخیر و تطهیر اماکن و دفاتر متعلق به امویان سبزپوش

 لازم است جهت تسخیر و تطهیر مراکز و دفاتر متعلق به حامیان گروهک سبز اموی نکات و دستورالعمل زیر رعایت شود:

1-      در مواجهه با دفاتر یا مراکز امویان سبزپوش، باید ضمن رعایت آرامش و متانت، با ورود به محل مذکور، آنجا را تسخیر نمایید.

2-      با ساکنان و حضار در آن مکان هیچ کاری نداشته باشید. چراکه بسیاری از آنها قلبا با شما هم عقیده هستند و نباید خاطر آنها را بیازارید.

3-      هیچ برخوردی با مقاومت کنندگان نکرده و بی اعتنا به حرفها، گقتار و احتمالا فحاشی آنها به محل مورد نظر وارد شوید.

4-      اگر امویان سبز پوش به شما حمله ور شدند حتی الامکان افرادی که از قدرت بدنی بالا برخوردار هستند ضمن کنترل آنها و گرفتن دست و یا در صورت لزوم پای این افراد شر آنها را از سر سایرین کم کنند.

5-      به هیچ وجه با آنها درگیر نشده و کتک کاری نکنید حتی اگر کتک خوردید.

6-      برای احتیاط از پلاستیک فروشی ها مقداری زیپ پلاستیکی بلند تهیه کنید تا در صورت لزوم به عنوان دستبند مورد استفاده قرار گیرد.

7-      هتاکان را پس از تنظیم صورتجلسه به مراجع قانونی تحویل دهید.

8-      از نادمین و توابین(در صورتی که جرم بارز و آشکاری مرتکب نشده اند) به گرمی استقبال و با خوشرویی با آنها برخورد نمایید.

9-      به هیچ عنوان به اموال آن محل خسارتی وارد نکنید.

10-   به هیچ وجه به اسناد و مدارک محل دست نزنید و آنها را با هماهنگی مسئولین امنیتی در اختیار ماموران قرار دهید.

11-   حداقل به مدت سه روز در آن محل تحصن کرده و از اعمال غیر اخلاقی، غیر قانونی و غیر مذهبی مالکان اعلام انزجار نمایید.

12-   اگر مکان مورد نظر از قداست خاصی برخوردار است(مساجد، حسینیه ها و ...)، لازم است حتما قداست محل حفظ شود.

13-   پس از تسخیر مراکز مذهبی با تحصن سه روزه در آن مکان و برگزاری مراسم مذهبی متناسب با شعائر دینی به تطهیر محل، بپردازید.

اجرکم عندا..

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸