خاتون، رسانه ملی و چادر مشکی!
سلام.
سریال "از یاد رفته" یکی دیگر از سریال های داستانی تلویزیون است که این شبها از سبکه اول سیما پخش می شود. سریال داستان زندگی جوانی روستایی است که با گذشت و ایثار همسرش، راهی دانشگاه شده و همزمان با طی مدارج علمی و تاثیر پذیری از محیط شهری، به تدریج تغییر کرده و ....
اما آنچه در این سریال توجه بنده را به خود جلب کرد، نحوه استفاده از نماد "چادر" در این سریال است.
"گل رخ" همسر ساده، ایثارگر و خانواده دوست "مرتضی"، جوان روستایی، با "چادر مشکی" به عنوان نماد حجاب به تصویر کشده شد. از طرف دیگر سایر شخصیت های زنی که در شهر و دانشگاه به تصویر کشیده شده اند، با پوششی غیر از چادر به نمایش گذاشته می شوند.
تا آن زمان که وضعیت مالی "دکتر مرتضی" تغییر کرده و خانواده خود را از آن کلبه کوچک روستایی به یک خانه ویلای در کنار ساحل منتقل می کند. با تغییر حاصله و بهبود وضعیت معیشتی "گل رخ"، دیگر خبری از "چادر"، نیست. کارگردان، "گل رخ" را در شرایط رفاهی جدید، از "چادر مشکی" جدا کرده و "مانتو و روسری" را به عنوان نماد حجاب برای وی برمی گزیند.
تا آن زمان که میان "دکتر مرتضی" و "گل رخ" بحث و اختلاف سلیقه شدید در می گیرد و "گل رخ" با دل شکستگی، ویلای همسر خود را رها کرده و به روستا، باز می گردد. گارگردان این سریال، کلبه چوبی و محقر روستایی را از پس انبوه تارهای عنکبوت تنیده شده به آن به نمایش می گذارد، و بازگشت "گل رخ" به دوران سخت، پرمشقت و ایام تنهایی، را با "چادر مشکی"به تصویر می کشد.
نشریه خاتون در آن مطلب جنجال برانگیز خود "چادر مشکی" را نماد "اشرافیت" و "تکبر" می داند. مطلبی که غوغا به پا کرد و فریاد "وا اسلاما"ی بزرگان و مراجع را در آورد.
به جرات می توان گفت که فقط، کمتر از 20 درصد از خوانندگانِ تهرانیِ چند هزار نسخه ای نشریه خاتون، متوجه این مطلب و این موضوع شدند.
اما این سریال (و سایر برنامه های از این دست رسانه ملی) را میلیون ها نفر در سراسر کشور و جهان می بینند و اثر می پذیرند.
اگر "خاتون"، "چادر مشکی" را نماد "اشرافیت" می داند؛ در مقابل "از یاد رفته" آن را به عنوان نماد "فقر مالی و فرهنگی و سیاه بختی" به نمایش می گذارد.
کجا هستند غوغا سالارها؟
خبرچین ها و بولتن سازهایِ بیوتِ آیات و علما، به چه کاری مشغولند؟
چرا فریاد "وا اسلاما"ی مراجع و بزرگان به گوش نمی رسد؟
آنان که به دلیل نماد اشرافیت و فراماسونری خواندن "رنگ" مشکی چادر، در یک نشریه محدود، آنچنان برآشفته شدند، چرا امروز در برابر تحقیر "اصل" چادر، در رسانه ملی سکوت کرده اند؟
در پس این سکوت چیست؟
در پس آن فریادها دغدغه دین بود یا دعواهای سیاسی و مچ گیری؟
مردم کدام را باور کنند؟ آن غوغا و مملک به هم ریختن را، یا این سکوت و خفقان را؟
امیدوارم خداوند شر منافقان و شیاطین را از سر بیوت آیات و علما کم کرده به ما هم بصیرت عطا فرماید.
والسلام.
=======================
انعکاس:
فتنه گر، اختلاس، به راه می اندازد!
خبرگزاری فارس: 30/06/90
فقها عصمت دارند؟!
سلام.
بار دیگر "جریانی مرموز" با بزرگ کردن حواشی و موضوعات کم اهمیت قصد سرگرم کردن مردم و بزرگان را دارند همانگونه که از مشایی ناشناس برای عوام، یک شخصیت کاملا شناخته شده و معروف ساختند.
متاسفانه این جریان مرموز با نادیده گرفتن تذکرات پی در پی مقام معظم رهبری که فرمودند: "باید توجه کنیم که مسائل را اصلى - فرعى کنیم. مسائل درجهى دوم جاى مسائل اصلى را در انگیزههاى ما، در همت ما، در صرف انرژىاى که میشود، نگیرد. من عرضم فقط این است". هر روز قائله ای جدید را بر پا کرده و همه را با آن سرگرم می کنند.
سال گذشته در مطلبی با عنوان "پشت پرده مواضع مخالفان مشایی" به این موضوع پرداختم. چندی پیش هم در مطلبی با عنوان "جریان" انحرافی یا "نکته" انحرافی!؟ " به برخی اهداف پشت پرده جریان مرموز پرداختم.
متاسفانه این جریان مرموز در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی و با به میدان آمدن عوامل فتنه 88، با دساویز قرار دادن مطلبی از میان انبوه مطالب "ویژه نامه خاتون" و بزرگ نمایی بیش از حد خطا مندرج در آن بار دیگر به مسموم کردن فضای سیاسی-فکری جامعه که به تازگی و به آرامی در حال هوشیار شدن بود، پرداختند.
متاسفانه اعضای این جریان مرموز با استفاده از عوامل و نفوذ خود در بیوت مراجع عظام ضمن پی گیری سیاست تحریف، تخریب و بزرگنمایی خطا ها در تلاشند تا فضای فکری این بزرگواران را مسموم و از آن در جهت منافع پنهان و پلید خود بهره ببرند.
لذا لازم است جوانان و امت حزب الله با هوشیاری و دقت کامل اعمال این گروه را که به کررات اوامر مقام معظم رهبری را نادیده گرفته و سعی در خلق بحران های مصنوعی در جامعه را دارند، زیر نظر گرفته و فریب سمپاشی ها و بحران آفرینی های آنها را نخورند.
اما مساله و آفت بعدی:
طی یکی دو سال گذشته عده ای در دفاع از مراجع عظام در حال ترویج نوعی بدعت در جامعه هستند. بدعتی که با بررسی برخی وقایع فتنه 88، کمی مرموز و مشکوک می نماید.
فعلا قصد بسط و تفصیل این امر را ندارم. فقط توجه همه را به چند نکته کلیدی و مهم جلب می کنم:
1- عصمت از گناه و خطا فقط و فقط به معصومین (ع) تعلق دارد.
2- شرایط امروز آیت الله امجد به دلیل اخبار غلط و سمپاشی صورت گرفته است.
3- آقایان منتظری، صانعی، علی محمد دستیب و ... هم تا دیروز در زمره مراجع قرار داشتند.
والسلام.
----------------------------
در همین زمینه:




