اعلام حمایت از جبهه پایداری
سلام.
انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 را به خوبی به یاد دارم.
در آن زمان شناخت مستقیمی از خاتمی نداشتم. مهمترین منبع شناخت و در نهایت انتخاب من، رسانه و مواضع مخالفان و موافقان بود. خصوصا همراهی رادیو های بیگانه با حامیان خاتمی.
آن زمان یکی از ملاک های سنجش بنده این سخن امام خمینی(ره) بود که می فرمایند: اگر دیدید دشمن برای شما کف میزند به کار خود شک کنید.
مجموع این مسائل من را در انتخاب اصلح (آقای ری شهری) یاری نمود.
امروز هم بار دیگر از همین فرمایش امام و نحوه عکس العمل دشمنان و بدخواهان استفاده می کنم تا بتوانم به انتخاب اصلح برسم.
امروز مجموعه ایی نو ظهور با عنوان "جبهه پایداری انقلاب اسلامی" پا به عرصه وجود گذاشته. به دلیل عمر کوتاه این مجموعه شاید نتوان در دفاع از این مجموعه قلم فرسایی کرد. اما به لطف الهی و از طریق دشمنان نادان میتوان ترس و دلهره را در دل دشمنان و بدخواهان حس کرد.
سالهاست که صحنه و جبهه بندی سیاسی کشور چیزی غیر از اصولگرایی و اصلاح طلبی ست. آنچه واقعیت دارد جبهه عدالتخواهان در مقابل زر پرستان قدرت طلب است. امری که مردم طی چندین دوره انتخابات آن را به نمایش گذاشتند.
طی دوره یک ماهه که از عمر جبهه پایداری تا کنون می گذرد مواضع و سخنان مخالفان و بدخواهان بنده را در انتخاب اصلح و رسیدن به جبهه پایداری انقلاب اسلامی یاری نموده است.
اینکه مردودین و کم بصیرت هایی چون جریان علی لاریجانی (بازوی راست هاشمی رفسنجانی)، باهنر، حزب زرطلب و بی بصیرت موتلفه، علی مطهری و ... و نهایتا جریان منحرف و منافق به اصطلاح، اصلاح طلب، در مقابل این جریان، موضع گرفته و به تخریب و تحریف آن می پردازند؛ در کنار مواضع و شخصیتهای این جبهه بهترین راه و روش در انتخاب صحیح می باشد. لذا از همین جا از مخالفین به دلیل مواضع ایشان و نقش مهم شان در هوشیار کردن بنده کمال تشکر و قدر دانی را به عمل می آورم.
بدیهی است که جبهه پایداری به مرور شاهد ریزش ها و رو یشهایی خواهد بود. لذا به سهم خود همانگونه که در گذشته به برخی وصله های ناجور عالم سیاست اشاره نمودم؛ این بار هم نظر خود را در خصوص وصله ناجور بودن آقای محصولی با این جریان فکری-سیاسی بیان می کنم.
به امید پیروزی همه عدالتخواهان جهان.
وصله های ناجور
سلام.
مطلب زیر کاملا بر اساس نظر شخصی استوار است. لذا پیشاپیش از همه عذرخواهی می کنم.
در میان جامعه و در میان افرادی که می شناسم بعضا نا همخوانی هایی در میان افراد یا گروهها با اخلاق و رفتارشان مشاهده می کنم.
به عنوان نمونه:
- پروفسور حمید مولانا با دولت احمدی نژاد
- مهدی کلهر با دولت احمدی نژاد
- علی مطهری با اصولگرایی
- علی لاریجانی با اصولگرایی
- علی اکبر هاشمی رفسنجانی با مصلحت نظام
- سید رضا اکرمی با جامعه روحانیت مبارز
-سید رضا اکرمی با اصولگرایی
- قوه محترم(!) قضاییه با عدالت
- ناصر مکارم شیرازی با مسائل سیاسی
- حبیب الله عسکر اولادی با اصولگرایی
- حبیب الله عسکر اولادی با جبهه عدالتخواه
- محسن رضایی با اطاعت امر رهبری
- فراکسیون خط امام با خط امام خمینی(ره)
...
این لیست به مرور تکمیل خواهد شد.
- صادق محصولی با جبهه پایداری انقلاب اسلامی (05-06-1390)
آخرین نفس های هاشمی؟!
"دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری صبح امروز (پنجشنبه) در حاشیه هفدهمین مجمع عمومی انجمن اسلامی
پزشکان ایران به جمع خبرنگاران آمد و اظهاراتی بیان کرد که علاوه بر مورد استقبال قرار گرفتن از سوی رسانههای جریان فتنه، با برخی مواضع قبلی وی نیز همخوانی ندارد.
به گزارش رجانیوز، حبیبالله عسکراولادی نسبت به آنچه که شعارهای انحرافی در تجمع خواند، اعتراض کرد و گفت: در این راهپیمایی، شعارهایی علیه شخصیتها و چهرههای سیاسی سر داده شد که من این شعارها را، شعارهای انحرافی میدانم و شاید هم عدهای از سر دلسوزی این شعارها را سر بدهند، اما من به آنان میگویم که ما امروز به وحدت نیاز داریم و الآن وقت این شعارها نیست.
عسکراولادی بدون آن که توضیح دهد وحدت با امثال خاتمی، موسوی، کروبی و فائزه هاشمی چه معنایی دارد، افزود: حتی به نظر من علیه آزردگان انتخابات نیز نباید شعار سر بدهیم بلکه باید تلاش کنیم آنان را به زیر خیمه امت بیاوریم.
وی همچنین در اظهارنظر عجیب دیگری گفت: همان هایی که به جماران حمله کردند، خواهرزاده موسوی را کشتند و اینها همگی ضد نظام هستند."
منبع: http://www.rajanews.com/detail.asp?id=42096
سلام.
بعضی شخصیت ها هستند که علیرغم اعمال ظاهرا خوب شان، اصلا در دل جا نمی گیرند. مثل جواد لاریجانی، باهنر، کلهر، پروفسور مولانا، .... و همین آقای عسکراولادی.
هرچه دست مردم به هاشمی رفسنجانی نزدیکتر می شود، افراد بیشتری که منافعشان به منافع هاشمی گره خورده؛ بیشتر احساس خطر کرده، فریاد برآورده و غوغا می کنند.
در این بین عده ای هم مثل محسن رضایی، گیج و سرگردان، هی رنگ عوض می کنند و بیانیه های متضاد منتشر می نمایند.
امثال محسن رضایی نمی دانند که مردم ماجرای مک فارلین(پروژه مشترک هاشمی، رضایی و موسوی) را فراموش نمی کنند.
مردم جام زهر خورانده شده به امام را فراموش نمی کنند.
مردم القاء خطر حمله آمریکا به ایران را برخلاف فرمایشات رهبری مبنی بر نبود هیچ خطری فراموش نمی کنند.
مردم هم نوا شدن رضایی با سایر رقبای احمدی نژاد، و سیاه نمایی و دروغگو خواندن دولت دهم، در زمان انتخابات را فراموش نمی کنند.
مردم خوب به خاطر دارند که محسن رضایی و میرحسین موسوی مشترکا نقش مهره هاشمی رفسنجانی را بازی کردند.
مردم بیانیه القاء کننده تقلب و همنوایی حاج محسن با فتنه گران را فراموش نمی کنند.
مردم ........ فراموش نمی کنند.
آسیاب به نوبت!
در ادامه خواندن این مطلب خالی از لطف نیست




