حیران ؟!




وبلاگ حیران، حاوی نظرات شخصی یک شیرازی پیرامون حوادث و وقایع روز جامعه.

التماس می کنیم؛ حماقت نکنید!

سالها دولت انگلستان در حق اسلام و ایران، جنایت کرد.

سالها اشغال و قتل عام کرد.

سالها از اشغال گری و دیکتاتور ها حمایت کرد.

سالها در جنگ علیه ایران مشارکت نمود.

سالها در تجهیز نظامی دولت بعث عراق و فروش محصولات شیمیایی به آنها مشارکت کرد.

سالها در تهیه و تصویب قطعنامه علیه دولت و ملت ایران پیش قدم بود.

سالها حامی و پشتیبان گروههای انحرافی و تروریست بوده.

حدود یک قرن علیه ایران و ایرانی آنچه در توان داشته انجام داده.

اما ما چه کردیم؟!

دولت ها و مجالس ما چه عکس العملی نشان دادند؟!

جز اینکه خود و فرزاندانشان دائم در مسیر تهران-لندن در تردد هستند، کار دیگری هم کردند؟!

مسوبه اخیر مجلس، که آنچنان با هیاهو و جنجال تبلیغاتی در داخل به تصویب رسید، چه بود؟!

جز آنکه خیلی محترمانه و با احتیاط، به طوری که مبادا به قبای ملکه انگلستان بر بخورد، خواستار خروج سفیر و جانشینی فرد دیگری با عنوان کاردار در راس سفارت، شدند؟!

رفتن سفیر و "تغییر عنوان" به کاردار جواب این همه جنایت در یک قرن بود؟!

آقایان خسته نباشند!

نکند خدایی نکرده در بورسیه و سهمیه های فرزندانتان خدشه ایی وارد شود!

والله؛ خجالت دارد!

جواب یک قرن جنایت را با تغییر عنوان از سفیر به کاردار، می دهند؟!

آیا پاسخ این همه خباثت و دشمنی عبارت "اه! بَد! بَد! بَد!"، بود؟!

خجالت بکشید!

از این مردم و خون شهدا خجالت بکشید!

در این کارزار، حداقل جواب ممکن را دانشجویان دادند. کمتر از این امکان نداشت.

به حول و قوه الهی پس از عکس العمل حداقلی دانشجویان دولت خبیثه انگلستان با تعطیلی سفارتش در ایران ناخواسته یکی از خواسته های ملت ایران را محقق کرد.

 

پس از این اقدام خداپسندانه دولت انگلیس، از مسئولین انتظار می رود با استقبال از این واقعه میمون، ضمن اعلام رسمی تعطیلی کامل این جاسوس خانه، با بازپس گیری باغ قلهک، بخشی از آلام این ملت را التیام بخشند.

بدیهی است هر گونه تلاش برای بازگرداندن و بازگشایی این مرکز فتنه، خیانت است به ملت و خون شهدا.

پس، لطفا؛ التماس می کنیم؛ حماقت نکنید!

والسلام.

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠
تگ ها : فتنه ، سیاست ، ملت ، دولت


صدای عدالت به عدلیه خواهد رسید؟

سلام.

بعد از گذشت بیش از 20 روز از حضور طلبه سیرجانی در استان تهران، هنوز پای این روحانی عدالتخواه به شهر تهران و پایتخت، نرسیده است.

بعد از سالها تلاش و پیگیری مکرر طلبه سیرجانی در مطالبه عدالت و رسیدگی به جرائم مافیای زمینخوار در سیرجان؛ و تحمل رنج ها، تهمت ها، زندان و بی عدالتی های اعمال شده از سوی "قویه عدلیه"، با این حال هنوز هیچ اقدامی از طرف قوای عدلیه در این خصوص صورت نگرفته و مافیای زر و زور، شعبه سیرجان، همچنان به چپاول اموال عمومی، مشغول هستند.

اخیرا حجت الاسلام جهانشاهی برای بیدار کردن مسئولین، به منظور مقابله با زمینخواران، مجددا، راهپیمایی نمادین به سمت پایتخت انجام داده و چند روزی هست که در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) - شهر ری- مستقر شده و در همین مکان با اقشار مختلف مردم عدالتخواه، دیدار و گفتگو داشته. اما تا کنون نه مجوز ورود به شهر تهران را به او داده اند و نه اینکه پاسخی از طرف مسئولین دریافت کرده است.

با مرور و بررسی حرکت های عدالتخواهانه انجام شده طی چند سال اخیر از طرف مقام معظم رهبری، ریاست محترم جمهور و سایر اقشار مردم، در می یابیم که هنوز هیچ حرکت قابل قبول و اصولی از طرف ارگان های ذیصلاح، خصوصا قویه قضاییه صورت نگرفته است. متاسفانه قوه قضاییه به جای رسیدگی به امور حقوقی و برخورد عادلانه با مجرمین، سیاسی کاری و مسامحه را در پیش گرفته است.

چرا؟!

حدود ده سال از فرمان مقام معظم رهبری برای مبارزه با مفاسد اقتصادی می گذرد؛ در طول این سالها نیز ایشان چندین بار به مناسبتهای مختلف با تاکید مجدد بر برخورد با مفاسد تاکید کرده و دستورات ورهنمود های مورد نیاز را هم ابلاغ نموده اند.

در این مدت مجلس شورای اسلامی با تصویب قانون اعلام اسامی مفسدان اقتصادی و دولت محترم با جمع آوری اطلاعات و ارائه گزارش و پرونده مفسدان به قوه قضاییه اولین گام های عملی را برداشته اند. اما قوه قضاییه جز در مواردی جزئی، در خصوص متهمانی ناشناس و خرد، از انتشار هرگونه گزارش و خبر در خصوص جرائم دانه درشتها و وابستگان به مسئولین خودداری می کند.

چرا؟!

 

 

در زمان مدیریت جناب آقای شاهرودی بر این قوه انگشت های اتهام سستی و مسامحه به سوی ایشان اشاره رفته بود و امید میرفت با تغییر در مدیریت این قوه شاهد تغییرات اساسی و مشهودی در عملکرد این قوه باشیم. با تغییر در مدیریت و سکانداری جناب آقای آملی لاریجانی در این قوه، تا کنون آب از آب تکان نخورده و این قوه همچنان در برابر هرگونه پیگیری مطالبات رهبری و مردم در خصوص برخورد و انتشار نام دانه درشت ها به شدت مقاومت می کند.

چرا؟!

آیا علت مسامحه قوه قضاییه را می توان در نفوذ احتمالی مافیای قدرت و ثروت در بدنه و لایه های مختلف مدیریتی این قوه جستجو کرد؟!

الله اعلم!

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها : عدالت ، رهبر ، دولت ، قانون


قطار شیراز - مشهد / تکمیلی

سلام.

بعد انتشار دو مطلب بلیت قطار شیراز - مشهد! و گزارش تصویری قطار شیراز - مشهد طی هفته گذشته، اظهار نظر و موضع گیری های متفاوتی را شاهد بودیم.

با وجود انتشار تصاویر و فیلم های مختلف از فعالیت این طرح ملی، هنوز هستند افرادی که بدون تحقیق، راه اندازی راه آهن شیراز را انکار می کنند.

لازم دیدم تا ضمن شفاف سازی برخی شبهات، اسناد و اطلاعات جدیدی را منتشر کنم.

١- برخی افراد به استناد تماس تلفنی با شرکت رجا، اعلام می کنند "وجود قطار شیراز - تهران صحت ندارد". بنده نیز این مطلب را تایید می کنم. غیر از قطاری که در زمان سالگرد رحلت امام خمینی(ره) از شیراز به تهران حرکت کرد، تا امروز هیچ قطار مسافربری دیگری از شیراز به "تهران" نرفته. اما از همان خرداد ماه مسیر شیراز - مشهد دایر است و قطار ،اوایل هر دو هفته یک بار و هم اکنون هفته ای یک بار، از شیراز به مقصد مشهد مقدس در حال تردد است. پیش فروش مسیر شیراز - تهران برای ایام تعطیلات عید نوروز ٨٩ شروع شده و از ٢٩ اسفند ماه ٨٨ آغاز به کار خواهد کرد.

٢- دایر نبودن مسیر شیراز - تهران و یا شیراز - اصفهان به معنی نبودن ریل و ارتباط میان این مسیر ها نیست. بلکه شرکت رجا بنا به دلایلی مثل کمی تقاضا برای مسیر های مذکور، هنوز برنامه ای برای حرکت قطار بین این مسیر ها ندارد و صرفا به مسیر شیراز - مشهد اکتفا نموده است.

٣- سرعت حرکت قطار در مسیر شیراز آباده اوایل کم بوده. اما امروز قطار با سرعت ٨٠ کیلومتر در این مسیر، در حرکت است. با پایان یافتن آخرین مراحل آببندی خط تا چند روز آینده سرعت قطار در مسیر شیراز اصفهان به حدود ١٢٠ تا ١۶٠ کیلومتر افزایش خواهد یافت.

۴- ساخت بنای تعدادی از ایستگاه های مسیر شیراز تا آباده هنوز به اتمام نرسیده. اما خط دایر است و قطار در این مسیر در حال حرکت است.

برای شفاف سازی بیشتر، جمعه ١۶ بهمن ٨٨ ضمن مراجعه مجدد به ایستگاه موقت راه آهن شیراز واقع در غرب شهرک صدرا، چند عکس و فیلم از لحظه ورود قطار به ایستگاه موقت از مبدا مشهد و پیاده شدن مسافران تهیه کردم که در زیر مشهاهده خواهید کرد.

نکته ای که در روز ١۶ بهمن در ایستگاه موقت به چشم می خورد حضور مردم کنجکاو و علاقمند در کنار حضور چند خبرنگار و عکاس از خبرگزاری های رسمی کشور بود.

 

 

 

 

 

 

رئیس قطار در کنار تعدادی از خدمه
رئیس قطار در کنار تعدادی از خدمه

 

فیلم ورود قطار به ایستگاه موقت شیراز و پیاده شدن مسافران:

لینک دریافت فیلم: http://www.4visit.com/uploads/lG3NFkCJsct5ntRCsfxa.flv
لینک کمکی دریافت فیلم: http://www.4shared.com/file/216148773/7d063140/mahdi3.html

 

---------------------------

مطلب مرتبط:

بلیت قطار شیراز - مشهد! ۴/١١/٨٨

گزارش تصویری قطار شیراز - مشهد ٩/١١/٨٨

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها : قطار ، شیراز ، سیاست ، دولت


گزارش تصویری قطار شیراز - مشهد

سلام.

بعد از انتشار مطلب "بلیت قطار شیراز - مشهد!" و عکس العمل مختلف و بعضا متفاوت خوانندگان، تصمیم گرفتم در صورت امکان جمعه ٩ بهمن ٨٨ با مراجعه با ایستگاه راه آهن شیراز، گزارشی مصور و مستند از ورود و خروج مسافران و قطار تهیه کنم.

حوالی ساعت ١۴:٣٠ جمعه ٩ بهمن ماه رفتم ایستگاه راه آهن شیراز. این ایستگاه حدود پانصد متر بعد از شهرک گلستان شیراز و مجتمع خلیج فارس به سمت پلیس راه، قرار دارد.

 محل احداث ایستگاه راه آهن شیراز

در نقشه فوق موقعیت ساختمان اصلی ایستگاه راه آهن شیراز را مشاهده می کنید.

با ممانعت نگهبانی، امکان ورود به محوطه و تهیه عکس از نزدیک امکان پذیر نشد.

لذا از خارج از محوطه چند عکس با تلفن همراه تهیه کردم.

 

 
ایستگاه راه آهن شیراز - در حال ساخت نهم بهمن هشتاد و هشت

 

نگهبان گفت محل سوار و پیاده شدن مسافران اینجا نیست. تا زمانی که کار احداث ساختمان ایستگاه به پایان برسد؛ از "ایستگاه موقت" واقع در شهرک صدرا استفاده می شود.

پس به سمت ایستگاه موقت در شهرک صدرا(شهر جدید صدرا) حرکت کردم.

 


 

 

به ایستگاه موقت رسیدم. یک محوطه باز، اسفالت شده، با یک سالن انتظار موقت سفید رنگ به ظرفیت حدودی ١٠٠ نفر.

 محل ایستگاه موقت قطار شیراز - غرب شهرک صدرا

 
محوطه ایستگاه موقت قطار شیراز


سالن انتظار موقت


داخل سالن انتظار موقت

 

حدود ساعت ١۵ با آنجا رسیدم هیچ خبری از قطار نبود. پرس و جو کردم؛ گفتند قطار حدودا بین ساعت ١۵:٣٠ الی ١۶ به ایستگاه می رسد.

 

برای صرف نهار رفتم و برگشتم.

حدود ساعت ١۶:٠۵ به محل ایستگاه موقت برگشتم.

قطار توقف کرده و مسافران رفته بودند. ظاهرا قطار حوالی ساعت ١۵:۴۵ وارد ایستگاه شده بود.

قطار توقف کرده در ایستگاه موقت شیراز

 

تعدادی از خدمه قطار کنار یکی از واگن ها جمع شده بودند به میان آنها رفته و حال و احوال کردم. رئیس قطار هم آنجا بود. اجازه گرفتم گفتگو را ضبط کنم که ایشان مخالفت کردند و گفتند چون هماهنگ نشده و از مقامات اجازه ندارند حاضر به این کار نیستند. من هم اصرار نکردم.

خدمه قطار از سخنان برخی افراد در خصوص انکار وجود قطار مسیر شیراز - مشهد گلایه مند بودند. می گفتند ما چندین ماه هست که در این مسیر در حال رفت و آمد هستیم اما برخی افراد یا از روی جهل و یا عناد و بخاطر دعواهای سیاسی، همه تلاش و زحمات ما را ندیده می گیرند.

آنجا را ترک کردم تا ساعت ٢١ دوباره باز گردم. چون ساعت ٢١ جمعه ٩ بهمن ٨٨ قطار از شیراز به سمت مشهد حرکت می کند.

ساعت ٢٠:۴۵ دقیقه به محل ایستگاه موقت شیراز وا قع در ظلع غربی شهرک صدرا برگشتم. نور برای دوربین تلفن همراه، کافی نبود.

حیفم آمد دست خالی برگردم . بنابر این چند دقیقه ای فیلم گرفتم.

 

این عکس ها و فیلم ها نتیجه تلاش یک روزه من آن هم در روز تعطیل "جمعه"، برای آشکار شدن حقیقت بود. حقیقتی که برخی آقایان(جواد اطاعت ها) مدعی هم استانی با بنده(استان فارس)، یا به خود زحمت سرکشی و کسب اطلاع از آن را نداده اند و یا کودکانه روی دروغ خود پافشاری می کنند.

در انتها جا دارد از زحمات و تلاش بی دریغ خدمه قطار و ایستگاه موقت کمال تشکر و قدردانی به جا آورده شود. چراکه با تحمل همه دروغ ها و انکار ها در کنار کمبود ها و سختی کار، گمنام و بی مدعا، مسافران و زائران آقا امام رضا (ع) را بین شیراز و مشهد مقدس جابجا می کنند.

به نیابت از طرف کارکنان قطار، گلایه ای هم از مسئولین، خصوصا مسئولین استان فارس(ایالت خود مختار!) دارم.

وقتی با خدمه قطار صحبت می کردم آنها اعلام کردند تا کنون چندین بار خبرنگار ، عکاس و فیلمبردار، از این قطار گزارش تهیه کرده اند؛ اما هیچ وقت منتشر و اطلاع رسانی نشده. به نحوی که هنوز بسیاری از ساکنان شیراز هم از وجود این قطار، اطلاع ندارند. 

این امر نشان دهنده کم کاری و بی توجهی مسئولین برای اطلاع رسانی و یا شاید خدایی نکرده "عمد" در بی خبر نگه داشتن مردم، است. که امید وارم این کار و گزارش جمع و جور، تا حدودی این کمبود را جبران کرده باشد.

والسلام.

---------------------------

مطلب مرتبط:

بلیت قطار شیراز - مشهد! ۴/١١/٨٨

قطار شیراز - مشهد / تکمیلی ١٧/١١/٨٨

---------------------------

انعکاس:

سایت الف: http://alef.ir/1388/content/view/63432

سایت خبری رهپویان: http://rahpouyan.net/index.php/rahpouyan/3772.html

سایت شبکه ایران: http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=34858

نور پرتال: http://noorportal.net/news/ShowNews.aspx?ID=19549

بوشهر نیوز: http://www.bushehrnews.com/fa/pages/?cid=15088

رجانیوز: http://www.rajanews.com/Detail.asp?id=43929

شبکه خبر دانشجو: http://snn.ir/NewsContent.aspx?NewsID=130859

خبرنامه دانشجویان ایران: http://iusnews.ir/news/42-latest/6664-1388-11-11-12-51-49.html

جوان آنلاین: http://www.javanonline.ir/Nsite/FullStory/?Id=109291

----------------------------------------

خبر مرتبط:

سخنگوی راه آهن : راه آهن اصفهان-شیراز فعال است

سخنگوی راه آهن جمهوری اسلامی ایران با بیان اینکه اولویت راه آهن ، ارتقای ایمنی در شبکه ریلی است افزود : بررسی خطوط جدید از وظایف کمیسیون ایمنی راه آهن قبل از حرکت قطار اصلی در مسیر جدید است که در خط اهن شیراز اصفهان هم رعایت شده است.
سخنگوی راه آهن جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر فعال بودن راه آهن اصفهان - شیراز گفت : از آغاز بهره برداری از این طرح ملی تا کنون 24 رام قطار با بیش از 13 هزار مسافر از این مسیر جابجا شدند. ...

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها : سیاست ، شیراز ، قطار ، دولت


بلیت قطار شیراز - مشهد!

سلام.

قطار شیراز - مشهد مدتها است که راه اندازی شده و تعدادی از دوستان و بستگان هم با آن به زیارت آقا امام رضا (ع) مشرف شده اند. اما صحت این امر هنوز برای بسیاری از مردم و حتی مسئولین در هاله ای از ابهام قرار دارد و برخی نیز در این خصوص یا ابراز تردید می کنند و یا اینکه کلا آن را منکر می شوند.

مدتی است قصدداشتم به یکی از دفاتر فروش بلیت قطار در شیراز مراجعه کنم و اخبار و اسناد مربوطه را جهت تنویر افکار عمومی منتشر کنم. اما منِ "شیرازی"، خیلی حال و حوصله انجام این کار را نداشتم و منتظر بودم تا شاید به طریقی مدرکی به دستم برسه(یارُم میآیه؛ دلدارُم میآیه) خجالت. تا اینکه امروز صبح توفیق اجباری حاصل شد به حوالی چهارراه زند رفتم.

از قبل می دانستم که یکی از دفاتر فروش بلیت آن حوالی هست. پس به آنجا مراجعه کرده در مورد سفر به مشهد با قطار، پرسیدم. اطلاعات به دست آمده به شرح زیر است:

-قطاز شیراز مشهد هفته ای یک بار، جمعه ها، از شیراز یه مقصد مشهد حرکت می کند.
- قطار از نوع درجه یک با کوپه ۴ نفره و مجهز به تلوزیون و سیستم تهویه مناسب می باشد.
- مدت زمان سفر حدود ٢۶ ساعت است.
-کرایه رفت و برگشت هر نفر ٧٧،۶٠٠ تومان است. 
-قطار برگشت(مشهد به شیراز) هر پنجشنبه از مشهد مقدس به سمت شیراز حرکت می کند.

پرسیدم چرا درسایت رجا وجود ندارد؟ گفت: چون همه بلیت ها تا حالا پیش فروش شده بوده. اما از این پس در سایت هم هست. گفتم میگن قطار شیراز-مشهد مشکل داره؛ گفت: غیر از کندی سرعت تا اصفهان، مشکل دیگری نیست.

 

رفتم سراغ اینترنت و سایت رجا.

توی صفحه اصلی سایت و فایل "برنامه حرکت پاییز و زمستان" اسمی از شیراز ندیدم.

وارد صفحه خرید اینترنتی بلیت قطار شدم. دیدم! دیدم! نام "شیراز" را در لیست شهرها دیدم لبخند.

مراحل خرید بلیت را تا قبل از پرداخت پول طی کردم که تصویر آن را اینجا می بینید.

خرید بلیت قطار شیراز - مشهد

و به این ترتیب صحت خبر فعال بودن قطار مسیر شیراز - مشهد به اثبات رسید.

موفق باشید.

--------------------------------------

اخبار تکمیلی:
از‌ دوشنبه پنجم بهمن‌ماه آغاز می‌شود:
فروش اینترنتی نوروزی بلیت قطار شیراز - مشهد‌

--------------------------------------

مطلب مرتبط:
گزارش تصویری قطار شیراز - مشهد ٩/١١/٨٨

قطار شیراز - مشهد / تکمیلی ١٧/١١/٨٨

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها : سیاست ، دولت ، شیراز ، قطار


اتهام "همراهی با هاشمی"!

سلام.

چند روز پیش وبلاگ آهستان مطلبی در نقد حمله نشریه همت به هاشمی رفسنجانی نوشت که باعث فیلتر شدنش شد.

در این مطلب وبلاگ آهستان، از اینکه برخی افراد مثل آیت الله جوادی آملی، توسط نشریه همت به عنوان یاران هاشمی عنوان شده اند انتقاد نمود.

اما غیر از این، از روی احساسات و جو گرفتگی به نوعی اقدام به تطهیر اتهامات وارده به خاندان هاشمی رفسنجانی، می نماید.

در این خصوص جواب کوتاهی زیر فید "آهستان فیلتر شد!" نوشتم.

آن مطلب را در اینجا هم عنوان می کنم تا شاید، اینجا هم فیلتر شود.ساکت

 

سلام.
فیلترینگ مبارک!
خیلی تند رفتی و برخلاف گذشته این بار از این طرف بام افتاده اید.
این که بخاطر یک خطا به یکباره کل مافیای هاشمی رفسنجانی و فرقه "هاشمیون" را انکار کنید اصلا روش درستی نیست.

این کار شما درست شبیه به همان کار نشریه همت است که همه مخالفان را در لیست لشکر هاشمی رفسنجانی قرار داده.

اگر هم تا امروز فکر میکردید که علی لاریجانی و باهنر هیچ نسبتی با فرقه هاشمیون ندارند باید خدمت شما عرض کنم که حسابی گمراه بوده اید. این دو نفر بازوی اجرایی هاشمیون در مجلس هستندکه در کنار امثال مطهری زیر شاخه "محسن رضایی" از فرقه هاشمیون را تشکیل می دهند.

هاشمیون فرقه های مختلف با سرشاخه های مشخص خود دارند. همه یک حرف میزنند اما با زبان های متفاوت.

اما اینکه برخی افراد بی طرف و یا جو زده و فریب خورده هم در لیست نشریه همت به عنوان یاران هاشمی آمده اند؛ حق باشما است. باید در چینش مهره ها بیشتر دقت می کردند تا خدایی نکرده اتهام ناروا و زشت "همراهی با هاشمی" به بی گناهان زده نشود.

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸


"عدالت"؛ فقط، حق مستضعفین است!

اگر کارگری یا کارمندی برای یک هزینه پیش بینی نشده مثل هزینه درمان بیماری و عمل یا یک حادثه ناخواسته مجبور شود پول قرض کند و برای باز پرداخت قرض خود از وام بانکی استفاده کند؛ یا اینکه به هر دلیلی و از روی نیاز، پس از شکست دادن "دیو" وثیقه، سفته و ضامن، و گذراندن هفت خوان گرفتن وام بانک، موفق به دریافت یک وام 100هزار تومانی یا نهایتا 2 میلیون تومانی بشود، تازه اول دردسر است؛ که چطور اقساط را پرداخت کند.

به هر ترتیب تلاش خود را می کند تا خدایی نکرده آبرویش نرود و با مامور و حکم جلب مواجه نشود. چرا که به محض اینکه فرصت "قانونی" بازپرداخت افساط به پایان برسد و نتواند تسویه کند؛ حتما باید به "آب خنک" و "ملاقاتی" و "کمپوت" و "هم سلولی"، فکر کند و پس از آن آماده و ساک به دست، پشت درب خانه منتظر مامور، بماند.

چراکه "قانون" ، قانون است و باید "عدالت" اجرا بشود!

اما اگر یک میلیاردر و یا یک سیاستمدار که حتما انسان بسیار متشخص، متدین و خوش حسابی هم هست؛ چون پولدار و شناخته شده است، بخواهد برای خرید یا ساخت برجی، کارخانه ای، ملکی، انحصار در امری و ... از بانک مبلغ ناچیز، چند میلیارد تومانی، وام دریافت کند؛ کافیه، لب ترنماید و اراده کند.

در این شرایط این بانک ها هستند که برای خوش خدمتی به این انسان بزرگوار و متشخص با هم رقابت می کنند و حاظر هستند با شرایط ریز و درشت این والاحضرت، کنار بیایند.

پس از اعطای تسهیلات،اگر این انسان متشخص، معروف و پولدار، نتواند یا اصلا دلش نخواهد که اقساط معوق خود را پرداخت کند، چه اتفاقی می افتد؟

به ایشان که نمی توانند تذکر بدهند، مگر خیلی دوستانه و درگوشی.

اسم مامور و قانون را هم نیاورید چون به "مصلحت" نیست و ممکن است آن انسان متشخص از قدرت خود استفاده کند و از راه "قانونی" فرد مسئول و یا کلا بانک بی شرم و بی حیا را از هستی ساقط کند. و یا اینکه از شدت عصبانیت، نسبت به این بی حرمتی صورت گرفته کشوری را به "آشوب" بکشد، تا اینکه درس عبرتی شود برای سایرین.

پس چه باید کرد؟

بزرگترین تنبیه و مکافات برای همچین شخصی آن است که او را از "عدالت" محروم کنیم.

بله، با محرومیت این شخص از "عدالت"، دیگر او قادر به چشیدن طعم "آب خنک"، شادمانی دیدار با "ملاقاتی"، حلاوت "کمپوت" و همنشینی با "هم سلولی"، نخواهد بود و به این وسیله به مکافات و مجازات عمل خود خواهد رسید.

به امید روزی که در اثر این تنبیه و مجازات، دلش به رحم آید و با بزرگواری، منت گذاشته و گوشه ای از اموال خود را به عنوان "صدقه" در اختیار سیستم بانکی کشور قرار دهند. 

والسلام.ناراحت

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸
تگ ها : عدالت ، فتنه ، قانون ، دولت


قانون بد؛ بد یا بدتر؟!

سلام.

بار ها شنیده ایم که میگن "قانون بد بهتر از بی قانونی است".

اما این حرف قابل قبول نیست. چرا که قانون بد، یعنی شکسته شدن حرمت قانون، اجرا نشدن قانون، عدم تمکین از آن قانون، ترویج قانون گریزی در جامعه و در نهایت نهادینه شدن فرهنگ بی قانونی و خود قانونی در جامعه. امری که برای بقای جامعه بسیار  خطرناک است.

قانون بد و حتی قوانین خوب گذشته که با نیاز های امروز منطبق نیستند باعث می شود مردم با بی اعتنایی از کنار آن عبور کنند و یا با توسل به انواع روش ها و ترفند ها آن قانون را دور بزنند.  این امر نوعی آموزش همگانی برای تعمیم دور زدن قانون و قانون گریزی می باشد.
برای مثال ترجیحا از قوانین راهنمایی و رانندگی استفاده می کنیم که برای همه ملموس باشد. فرض کنید ٣٠ سال پیش در "فلان" بولوار شهر تابلو حداکثر سرعت ۵٠ کیلومتر نصب شده؛ خب، حداکثر سرعت ۵٠ کیلومتر، برای اتومبیل های ٣٠ سال پیش و تکنولوژی آن زمان است. امروز این سرعت در آن بولوار یعنی بی نظمی و اخلال در رفت و آمد سایر شهروندان. تعویض نشدن این تابلو و عدم انطباق آن با نیاز روز جامعه و پیشرفت های تکنولوژیک، موجب نادیده گرفته شدن آن توسط مردم می شود. با زیاد شدن تعداد قوانین بد در جامعه، تعداد نادیده گرفتن و دور زدن قوانین از طرف مردم هم افزایش می یابد. به این ترتیب قانون بد، خود، باعث نهادینه شدن قانون گریزی و نادیده گرفتن قانون در جامعه می شود.

مدتی پیش در برنامه ای که از رادیو یا تلویزیون پخش می شد، کارشناسی می گفت "راننده ها بیشتر از آنچه که به علائم کنار جاده توجه کنند به خود جاده دقت می کنند".

این حرف این کارشناس دقیقا مأید این موضوع است که مردم به علائم بی اعتنا و بی اعتماد هستند.
به عنوان مثال در جاده ای، برای اولین بار، با سرعت مجاز آن جاده، یعنی ٩۵ کیلومتر در حال حرکت هستید؛ ناگهان چشمتان به تابلوی بزرگ و زرد رنگ "جاده در دست تعمیر است" می افتد؛ در پی آن تابلو های حداکثر سرعت مجاز ۶٠، ۵٠ و ٣٠ کیلومتر را مشاهده می کنید. شما هم به عنوان یک راننده خوب و محتاط، از علائم تبعیت کرده و با کاهش سرعت خودرو، توجه خود را بیش از پیش بر جاده و علائم آن متمرکز می کنید. از طرف دیگر با بوق و اعتراض سایر رانندگان مواجه می شوید. اما شما با یک قیافه حق به جانب و بی توجه به اعتراض و سبقت های دیگران مطابق با راهنمایی تابلو ها مسیر خود را ادامه می دهید. مدتی بعد ناگهان متوجه می شوید چندین کیلومتر مسیر را با سرعتی حدود ٣٠ کیلومتر بر ساعت پیموده اید و هیچ اثری از تعمیر جاده و یا وجود مانع در راه یا شانه راه و یا تابلو پایان محدوده حداکثر سرعت نبوده است.
 این تجربه به شما می آموزد که در سایر مناطق و راههای ناشناخته و جدید اول به خود راه بعد به عکس العمل های سایر رانندگان (خصوصا رانندگان محلی) توجه کرده و در نهایت نیم نگاهی هم به تابلو ها داشته باشید.

به این ترتیب راز نهفته در فرمایش آن کارشناس و علت کم توجهی رانندگان به علائم فاش می شود.

بعضی مواقع هم وضع قوانین بد، ناقض سایر قوانین است. به عنوان مثال در کتابچه های آموزشی راهنمایی و رانندگی برای عبارت "بزرگراه" تعریف و مشخصات خاصی آمده است. طبق این تعریف حد اکثر سرعت در بزرگراه ها برای سواری ها و وانت بار ها 110 کیلومتر است.
به تازگی بزرگراهی در شهر شیراز با نام "بزرگراه آیت الله سید نورالدین حسینی الهاشمی " افتتاح شده است. در بدو ورود با تابلویی منقش به نام این بزرگراه همراه با ذکر عبارت "بزرگراه" مواجه می شوید، طبق قوانین و آموزه های گذشته خود، سرعت را به ١١٠ کیلومتر در ساعت افزایش داده و با اطمینان خاطر طی مسیر می کنید. در راه تعداد زیادی تابلوی کنترل سرعت با دوربین را وسط بزرگراه مشاهده می کنید. شما هم هر از چند گاهی نیم نگاهی به کیلومتر شمار خودرو انداخته و سرعت خود را روی حداکثر ١١٠ کیلومتر تنظیم نموده و مراقب هستید که بیشتر از آن نشود. پس از طی مسافتی و در انتهای این بزرگراه، پلیس دوربین به دست خودرو شما را متوقف، و به علت سرعت غیر مجاز جریمه می کند.
چرا؟!
با بازنگری مسیر پیموده شده متوجه میشوید در اوایل این بزرگراه و کمی جلوتر از تابلوی نام بزرگراه، تابلوی حداکثر سرعت مجاز ٨٠ کیلومتر هم وجود دارد و شما آن را یا ندیده اید یا به حساب بزرگراه بودن مسیر آن را نادیده گرفته اید.
اما! واقعا در این شرایط باید به تابلوی معرفی مسیر به عنوان "بزرگراه" توجه کرد یا به تابلوی حداکثر ٨٠ کیلومتر؟!
چرا این راه را "بزرگراه" می نامند؛ و چرا امنیت و اعتبار این "بزرگراه" را در حد یک "باریک راه" پایین آورده اند؟

نمونه قوانین بد این چنینی در سایر حوزه های اجتماعی، حقوقی و قضایی کشور کم نیستند.

به عنوان نمونه عبارت و قانون "همه در برابر قانون یکسان هستند" را در نظر بگیرید؛ در عمل مشاهده می شود قوانین نوشته و نانوشته دیگری وجود دارد که برخی مسئولین و رجال کشور، را به همراه بستگان و وابستگان آنها ، از شمول این قانون مستثنا می کند.

یا همین حرکت غیر قانونی قوه مقننه پیرامون "لایحه هدفمند کردن یارانه ها" را در نظر بگیرید؛ "لایحه"، پیشنهادی است که از سوی هیأت دولت و پس از تصویب در هیأت دولت به صورت قانونی به مجلس ارائه می‌شود.
اما آنچه که امروز در صحنه واقعی و عملی جامعه و مجلس قانونگزاری مشاهده می کنیم آن است که طیف غوغا سالار مجلس با اتکا به یکی از سران نظام که خود، خانواده و وابستگانش از انواع مصونیت های قانونی برخوردار هستند، این حق قانونی دولت، در تنظیم و تصویب لوایح را زیر پاگذاشته و رأسا به تنظیم و تصویب لایحه هدفمند کردن یارانه ها همت گمارده اند.
وقتی مجلس شورای اسلامی که باید حافظ و ناظر به حسن اجرای قوانین باشد؛ خود این چنین آشکار، نقض قانون می کند؛ دیگر چه انتظاری از سایر مردم داریم؟!

هرچه بگندد نمکش می زندد وای به روزی که بگندد نمک!

والسلام.

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸


گفتمان موسوی به سبک احمدی نژاد!


اشپیگل
ـ شما صحبتی از سیاست خارجی نکردید. آیا شما هم مانند اقای احمدی نژاد نسبت به پیشنهاد باراک اوباما برای گفتگوی مستقیم مردد هستید؟
موسوی ـ لحن آقای اوباما تفاوت زیادی با لحن جرج بوش دارد. آما صحبت های وی باید با عمل همراه باشد. ما به دقت زیادی تحولات آینده را رصد می کنیم .اگر عملی همراه این صحبت ها باشد چرا ما مذاکره نکنیم

اشپیگل ـ لحن شما شبیه آقای احمدی نژاد است اما حل مسائل بین ایران و آمریکا برداشتن گام هایی واقعی را می طلبد شما چگونه می توانید به آقای اوباما نزدیک شوید؟
موسوی ـ سیاست واقع گرایانه تری برای آمریکا لازم است. آمریکا ما را جزئی از محور شرارت خوانده است، و آکنون ما منتظر برداشتن گام هایی واقعی از سوی آمریکایی ها هستیم. زمانی که این اتفاق بیفتد اعتماد به تدریج بر می گردد. ما نیز می توانیم با ملایم کردن لحن مان در این اعتماد سازی سهیم شویم. من از برقراری رابطه مناسب با هر کشوری حمایت می کنم. سیاست تنش زدایی سیاست اصلی من خواهد بود.

اشپیگل ـ شما می توانید نقش مهمی را در سازگاری با برنامه های غرب در مورد برنامه هسته ای ایران ایفا کنید. جهان چگونه باور کند که شما بمب اتم نمی سازید در حالی که شما حتی فعالیت غنی سازی را تعلیق نمی کنید؟
موسوی ـ فعالیت های هسته ای ما روشن و شفاف است و کارخانه های ما به روی بازرسان سازمان ملل باز است. با این حال ما نمی توانیم دستاورد های بزرگ دانشمندانمان را نادیده بگیریم. من نیز غنی سازی اورانویم را تعلیق نخواهم کرد. با این وجود می کوشم از ایجاد تنش غیر ضروری نیز اجتناب کنم .ما حق داریم که اورانیوم غنی کنیم.

اشپیگل ـ به عنوان یک قول، آیا شما اورانیوم غنی شده را از کشور دیگری مانند روسیه خریداری خواهید کرد؟
موسوی ـ نه

اشپیگل ـ شما در این زمینه با احمدی نژاد تفاوتی ندارید. پس تفاوت شما در کجاست ؟
موسوی ـ آیا لزوما باید بین دو کاندیدا، حول یک موضع حیاتی منافع ملی اختلاف نظر وجود داشته باشد؟ من می بینم که غرب در حال جدا کردن موضوع سلاح هسته ای از استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است. ما پیشرفت های مهمی در این زمینه داشته ایم. چرا نباید از این پیشرفت ها در زمینه تولید انرژی استفاده کنیم. پس از اینکه دوستان آلمانی ما به مدت طولانی کمکی به ما در تاسیس نیروگاه هسته ای بوشهر به عمل نیاوردند...

اشپیگل ـ منظور شما توقف ساخت نیروگاه بوشهر توسط شرکت زیمنس پس از پیروزی انقلاب است.
موسوی ـ علاوه بر آن ما تجربه بدی از در اختیار گذاشتن زمان داریم. ما از سال 2003 تا سال 2005 غنی سازی اورانیوم را تعلیق کردیم ولی در عوض آن چیزی دریافت نکردیم. حتی برعکس تردید شما باعث توقف پیشرفته های ما شد.

اشپیگل ـ رئیس جمهور شما همواره هولوکاست و کشتن شش میلیون یهودی توسط آلمان ها را انکار می کند. آیا شما هم چنین عقیده ای دارید؟
موسوی ـ اکنون سئوال درباره تعداد مردمی که کشته شده اند، یا کسی که آنها را کشته و یا مسئولیت آن نیست. ما آنان را محکوم می کنیم. سئوال اینجاست چرا فلسطینی ها باید تاوان اتفاقی را بدهند که در اروپا اتفاق افتاده است.

اشپیگل ـ آیا شما اسرائیل را به رسمیت می شناسید؟
موسوی ـ نه من اسرائیل را به رسمیت نمی شناسم. ما در طی بیست سال گذشته خواهان همه پرسی در فلسطین بوده ایم. این همه پرسی باید بین مسلمانان، یهودیان و مسیحیان برگزار شود. آنان باید تصمیم بگیرند که در درون یک دولت یا دو دولت مستقل زندگی کنند.
منبع:
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=45980

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸


به بهانه دومین سفر استانی احمدی نژاد به فارس!

سلام.

فردا (یا به عبارت درست، امروز صبح) قراره دکتر احمدی نژاد به و هیئت همراه به شیراز بیان.

لذا بهانه ایی شد برای نوشتن.

تا حالا به سهم خودم از دولت نهم دفاع کرده ام. این موضوع دلیل بر انتقاد نکردن نیست.

در اینجا سعی میکنم چند موضوع را در انتقاد به عملکرد دولت نهم بیان کنم.

1- آقای رئیس جمهور! شما را به خدا فکری برای آقای "مشائی" و دسته گل های ایشان بفرمایید. این برای دومین بار است که صدای علما و مراجع عالی قدر را در آورده.

2- آقای احمدی نژاد! فعالیت های خوبی در مناطق مرزی و محروم در حال انجام است. بد نیست غیر از پرداختن به مسائل عمرانی به خواسته های روحی و معنوی مرز نشینان (که عمدتا از برادران اهل نسنن هستند) هم پرداخته شود و دل ایشان را به دست بیاورید.(به عنوان مثال سالها است که خواهان داشتن محل اقامه نماز جمعه در تهران هستند.)

3- آقای دکتر! طرح مسکن مهر، طرح خوب و قابل تقدیری است. اما شرایط آن هنوز برای اقشار کم بهره بسیار سخت و عموما دست نیافتنی است. مثلا برای خرید یک خانه 30 میلیون تومانی، بانک تقریبا نیمی از آن را وام میدهد اما مابقی مبلغ را باید طی 3 سال پرداخت کنند. یعنی سالی 5 میلیون تومان. خب اگر کسی آنقدر استطاعت مالی دارد که ضمن پرداخت اقساط وام 14 میلون تومانی، سالی 5 میلیون تومان پس انداز کند، که دیگر نیاز چندانی به مسکن مهر و امثال آن ندارد. برای ما چه اندیشیده اید؟

4- آقای رئیس جمهور! 4 سال پیش میثاقی با ملت شریف ایران بستید، مبنی بر معرفی و مجازات دانه درشت ها و مفسدان اقتصادی. پس چه شد؟ آیا فراموش شد؟ آیا قدرت مافیا بیشتر از آنچه شما تصور میکردید بود؟

فعلا همین!

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸


رابطه انتخابات با سیب زمینی !

سلام.

ماجرای توزیع سیب زمینی رایگان در بسیاری از مناطق محروم کشور و سوء برداشت ها و استفاده سیاسی از آن مرا واداشت تا با جستجو در اخبار هفت هشت ماه گذشته واقعیت مطلب را بیابم.

 با نگاهی اجمالی به مطالب میابیم که به علت کمبود سیب زمینی در سال ٨۶ و قیمت بالای آن از یکطرف دولت اقداماتی جهت ثبات بازار سیب زمینی در سال ٨٧ انجام داد و از طرف دیگر برخی از کشاورزان به کاشت سیب زمینی رو آوردند.

به همین دلیل با افزایش شدید سیب زمینی پس از برداشت محصول و پر شدن انبار ها هم با افت قیمت از کیلویی ۶٠٠ تومان به ٢٠٠ تومان مواجه شدیم (علیرغم شکسته شدن رکورد صادرات سیب زمینی) و هم اینکه بسیاری از سیب زمینی ها در معرض فساد قرار گرفتند.

به همین دلیل دولت، مسئولین و کشاورز ها تصمیم گرفتند، جای سیب زمینی های نو، با کهنه را در انبار ها عوض نمایند. لذا سیب زمینی های مازاد را یا سوزاندند و یا در میان اقشار کم درامد با قیمت پایین و یا به رایگان توزیع کردند.

از خبر ها این گونه بر می آید که توزیع رایگان سیب زمینی، تقریبا از نیمه دوم بهمن ماه در نقاط مختلف کشور آغاز شده است و موردی مبنی بر استفاده تبلیغاتی دولت از این موضوع گزارش نشده (مگر برخی گمانه زنی ها)

پس شائبه تبلیغاتی بودن این کار از اساس بی پایه می باشد.

"آقاى موسوى در مصاحبه خود در پاسخ به سؤال خبرنگارى که از فعالیت دانشجویى با سوابق سوء در ستادش پرسیده بود ، بدون پاسخ روشن به این نکته گفت: « ستاد ما پول هاى کلان ندارد، نمى تواند سرچهارراه ها به مردم کاسه آش بدهد، نمى تواند براى رأى جمع کردن در میان مردم به عده اى پول داده و یا کیسه هاى سیب زمینى در میان مردم پخش کند». 

این سخن آقاى موسوى که در شأن ایشان هم نبود، قبل از آن که تعریضى بر دولت نهم باشد مانند ادعاى نماینده اصلاح طلب یزد که استقبال مردم از رئیس جمهور را به دلیل وعده شام و ناهار دانسته بود، بى احترامى به مردم است.
 
مردم ایران اگر این چنین بودند، قطعاً در انتخابات نهم وقتى با وعده پرداخت ماهى پنجاه هزار تومانى آقاى کروبى در مرحله اول و وعده پرداخت مالى ستادهاى آقاى هاشمى در مرحله دوم روبه رو شدند، تصمیم خود را عوض مى کردند و غیر از احمدى نژاد را انتخاب مى کردند. اگر ادعاى آقاى موسوى صحیح باشد، باید مردم اصفهان را علاقه مند به سیب زمینى دانست و البته با این فرض دولت براى کشاندن این موج جمعیت به میدان امام خمینى که دو برابر و نیم زمین فوتبال است، باید به واردات سیب زمینى روى آورد! 

از این نکته مصاحبه نخست وزیر بیست سال قبل کشورمان که بگذریم، با مرور بخش هاى دیگر مصاحبه وى به این واقعیت تلخ مى رسیم که آقاى موسوى در دام تبلیغاتى برخى از اطرافیان تبلیغاتچى آقاى خاتمى گرفتار آمده است. 

آقاى موسوى نباید فراموش کنند که بنا به تجربه سى ساله دموکراسى! در کشور ما این نکته به یک قاعده تبدیل شده که هر کس با هر شیوه و سخنى آراى گروه هاى اجتماعى را به دست آورد، با همان شیوه به دنبال نگه داشتن آنها خواهد بود. متأسفانه مصاحبه چند روز قبل آقاى موسوى نشان داد که ایشان برخلاف آنچه شهرت یافته نه تنها به پلشتى هاى دوره اصلاحات اعتراضى ندارد بلکه به میدان دادن مجدد همان افراطیون معتقد است."

برخی از اخبار و منابع خبری مرتبط با این موضوع را در ادامه مطلب آورده ام.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸


پشت پرده!

سلام.

همانطور که همه میدانند یکی از شعار های دولت آقای احمدی نژاد مبارزه با مافیا بود. شعاری که اوایل حسابی سر و صدا کرد و خیلی ها رو به تکاپو واداشت. امام به مرور زمان این شعار و رویکرد رنگ باخت.
شاید علت آن این بود که به قول وزیر کشور سابق (پورمحمدی) اصلا مافیایی و جود نداشته.
شاید هم مافیا اونقدر قدرتمند هست که تونسته احمدی نژاد رو فعلا ساکت کنه.

احتمال وجود مافیا زیاده چون هم دولت خاتمی یه جورایی به اون اشاره میکرد( تحت عنوان انحصار طلبان) و هم اینکه در همان دولت گروه های(مافیا) جدید سیاسی، اقتصادی و رسانه ای شکل گرفت.

مدتی هست که حجم حملات به دولت احمدی نژاد زیاد شده(نه از طرف اصلاح طلبان بلکه از طرف گروه هایی از جناح راست). علی الظاهر هم کاری به فرمایشات اکید و مستمر رهبری مبنی بر عدم تخریب قوه مجریه و بی مهری به خدمات دولت ندارند.
اما جای تعجب است که کانون این نوع فعالیت های تخریبی و بی توجهی به فرمایشات رهبری مجمع تشخیص مصلحت نظامه.
مجموعه ای که متاسفانه در حال ایفای نقشی جدید در عرصه سیاسی (داخلی و خارجی) کشوره. فعالیت هایی موازی و بعضا مخالف جهت حرکت دولت. و این در حالیست که کارکرد این مجمع در قانون اساسی مشورتی است و نه اجرایی. به این ترتیب دولتی زیر زمینی و قدرتمند در کنار دولت منتخب مردم شکل گرفته. پدیده ای که به خودی خود تهدیدی جدی برای جمهوریت نظامه.

حالا حالا ها قصد نوشتن این مطالب را نداشتم. به دلیلی که در آخر به آن اشاره خواهم کرد. ولی مقالات مکرر دبیر مجمع تشخیص مصلحت (آقای محسن رضایی-سایت تابناک) در رد مستقیم اقدامات دولت آقای احمدی نژاد و یا آن جاهایی که غیر مستقیم از دولتهای پیشین و نا توانی های اونها (البته در تمام این مقالات اشاره ای به دولت آقای رفسنجانی نمیشه) انتقاد میکند از طرفی؛ و نحوه برخورد مجلس (به ریاست آقای لاریجانی) با طرح لایحه بودجه 88 از طرف دیگه باعث شد تا مجبور شوم زودتر از آنچه که فکر میکردم پا در این عرصه خطیر بگذارم و سر سبز بر باد دهم. استرس

البته امیدوارم تمام این اخبار، مطالب و تحلیل ها غلط و دروغ باشه.
در غیر این صورت تصور اینکه احیانا زمانی این دولت زیرزمینی قصد نفوذ و حضور در عرصه رهبری نظام (ویا خدایی نکرده تقابل آشکار با مقام معظم رهبری) را داشته باشه مو بر تن انسان راست میکنه و آرامش و آسایش خیال را از انسان میگیره.
خدایا این انقلاب را تا انقلاب مهدی نگه دار!

 

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸


مهدکودک


سلام.

زمانی که جدا از تمایلات و تفکرات سیاسی و جناحی به کشور و مسئولین محترم نگاه میکنیم...
چیزی جز یک مهد کودک بزرگ نمی بینیم.
کودکستانی که در آن کودکان ۳۰ تا ۷۰ سال سن دارند (غولکستان).
آنها هِچ معیار و منطقی را جز، منطق کودکانه و خودخواهانه خود، قبول ندارند.
به خاطر مسائل بسیار کوچک و پیش پا افتاده، روزها و ماهها با هم قهر هستند. زمانی که بزرگتری، آنها را نصیحت می کند و از آنها می خواهد که با هم آشتی کنند، باز هم با لجاجتی کودکانه، پا به زمین می کوبند و بر خواسته خود پا فشاری می ورزند.


من زمانی که به نظاره آنها می نشینم و به دعوا های کودکانه آنها نگاه می کنم ...
از اینکه چنین انسانهای کوته نگر و کم خردی به عنوان مسئولین این کشور هستند، از روی تاریخ پر بار ایران خجالت میکشم.

  
نویسنده : محمد مهدی خسروی ; ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸۱