پلیس 110، قاضی و امنیت

سلام.

شامگاه ١٠/٠٣/٩٠ حوالی ساعت ٢٢ نزدیک چهارراه ١۵ خرداد (پارامونت) با یک فرد نعشه با شلواری تا نیمه (نیمه برهنه) در یک مکان عمومی مواجه شدیم. با کمک یکی دو تا از دوستان این فرد را مهار و تا رسیدن پلیس ١١٠ منتظر ماندیم. ساعت ٢٢:٢٠ بود که با پلیس ١١٠ شیراز تماس گرفتیم. بعد از حضور یک مامور از کانکس پلیس ١١٠ مستقر در ضلع غربی چهارراه ١۵ خرداد و شرح ما وقع و حالات و پوشش متهم وی را تحویل ایشان دادیم.

با توجه به نزدیک بودن کانکس پلیس تا محل و به منظور تکمیل گزارش ایشان با پلیس همراه شدیم.

از کانکس با جایی تماس گرفته شد و درخواست وسیله نقلیه برای انتقال متهم کردند.

چند دقیقه بعد دو نفر (ستوان و استوار)  از خودرو پیاده شدند. در طول این مدت متهم که اصلا حال مناسبی نداشت مدام پرت و پلا می گفت بعضی وقت ها می گفت کلونازپام خورده بعضی اوقات هم می گفت "شیشه" مصرف کرده. یک فقره برگ احضاریه به جرم اعتیاد هم در جیبش بود.

پرسیدند "شاکی داره؟"

در مشورت با دوستان گفتم "نه، ما فقط ایشان را تحویل دادیم."

ستوان پلیس شاکی شد و با ناراحتی و پرخاش گفت "پس چرا این را گرفتین و به پلیس ١١٠ زنگ زدین؟"

با تعجب پرسیدم "یعنی چه؟ پس باید چکارش میکردم؟ ولش می کردیم با این وضع ول-ول تو انظار بگرده هر کاری دلش خواست بکنه؟"

گفتند "وقتی شاکی نداشته باشه قاضی کشیک اون را آزاد می کنه"!

گفتم "مگه میشه؟! این آدم جرمش مشهوده!"

متهم را سوار خودرو کردند و در حالی که آقایان طلبکارانه شاکی بودند از اینکه چرا این آدم را گرفتیم و تحویل داده ایم با ناراحتی اونجا را ترک کردم.

چند لحظه بعد یکی از همراهان به من رسید و گفت متهم با دستبند بسته شده به دستش شیشه خودرو پلیس را شکسته.

با ناراحتی از اونجا دور شدم.

صبح روز بعد دوستان بار دیگر متهم را با حالت نعشه در همان مکان شب گذشته در حالی که با نشان دادن برگ کاغذی سفید اعلام می کنه که حکم جلب شما را آوردم (خنده حضار) مجددا مشاهده کردند.

متاسفانه مجریان قانون و قاضی کشیک این فرد را مجددا در جامعه به حال خود رها کردند و به ریش ما و قانون، حسابی خندیدند.

والسلام.

/ 3 نظر / 27 بازدید

قبل از انقلاب دوتا نوجوون با هم بازی می کردن، اولی سوال کرد بابات چیکارن ، دومی گفت بابام وکیل مجلس و قانون گذار ، بابای تو چکارن؟ اولی گفت بابای من پاسبانه پنج زار میگیره میزنه زیر قانون. حیران جان خیلی حیرانی "قانون بد بد خوب و عالیه ولی تو اجرا ماده تبصره های زیادی داره.

ای کم بصیرت بیچاره

سلام چند روز قبل دو نفر به مغازه من حمله کرده و با فحاشی کتکم زدند باکمک هماسایه ها گرفتیمشان و پلیس 110 آمد مامورین جان برکف ناجا به بنده فرمودند چون ما ندیدیم که فحاشی کنند و کتک بزنند باید به دادگاه شکایت کنم حتی در حضور مامورین تهدید کردند که شب مغازه ام را آتش میزنند به مامورین گفتم صورتجلسه کنید من شکایت دارم حتی آدرس و مشخصات این دو نفر را هم نمیدانم که به دادگاه مراجعه کنم این کاررا هم نکردند یعنی فقط آمدند و بعد از اینکه متهمان سوار وسیله نقلیه شان شدند و حرکت کردند ماشین گشت هم رفت با رییس کلانتری تماس گرفتم گفتند بروید از مامورمان شکایت کنید به 197 تماس گرفتم گفتندآنها موظف بودند گزارش 110 بنویسند حالا بیایید از مامور شکایت کنید شما قضاوت کنید عقل سلیم حکم میکند که یکماه دوندگی کنم از مامور شکایت کنم و خودم را با انها در بیاندازم که هر روز با دلیل و بی دلیل خودم و مغازه ام را بازرسی کنند و آخر هم به مشخصات دو نفر متهم نرسم ؟ حتی تا آن موقع زخمها و کبودی های تنم نیز بهبود میابد و دادگاه و پزشکی قانونی نیز جوابی نمیدهند .