خاکی که بر سر ملت آوار شد!

سلام.

بعد از افشاء و انتشار جزئیات توافق نامه(حقارت نامه) هسته ایی میان ایران و گروه 5+1، مشخص شد که تنها بازنده این بازی، ملت بزرگ و سربلند ایران هستند. ملتی که سالها سختی و مشقت را برای حفظ عزت، عظمت و سربلندی، تحمل کردند.

اما امروز، گروهکی فریبکار، به نام ملت، همه عزت مردم را به لقمه نانی موقت(قاقا لی لی) فروختند.

آیا اینگونه از خون هزاران شهید انقلاب و دوران دفاع مقدس پاسداری می شود؟

آیا این است پاسداشت خون شهدای هسته ایی، که تمام هستی خود را برای دستیابی به دستاوردهای علمی، تقدیم انقلاب و عزت ملت نمودند؟

این ننگ نامه، تداعی کننده خاطرات و شکست های پی در پی دوران بنی صدر خائن است.

مسئولین این دولت محافظه کار و ترسو، سخن از بازی برد-برد به میان می آورند. با تحلیل مفاد این ذلالت نامه و حوادث و حواشی حول آن به راحتی به معنی و مفهوم برد-برد پی خواهیم برد. برندگان این بازی ننگین عبارتند از:

1- اسرائیل

2- آمریکا

3- اروپا

4- منافقین

5- گروهکهای دوم خردادی و وابستگان به غرب 

 

چگونه این خاک ذلت و حقارت بر سر ملت آوار شد؟

در زمان دولت نهم و دهم، دست بسیاری از ویژه خواران از بیت المال قطع شد.

سازمان مدیریت که نقش سوپاپ اطمینان و "دولت در سایه" را برای گروههای خط هاشمی رفسنجانی بازی میکرد منحل و دست آنها از دولت و منابع آن قطع شد.

بسیاری از املاک و زمینهای به یغما رفته به نفع ملت مصادره مجدد شد.

همه موظف شدند از مسیر قانون و طبق ضوابط عمل کنند و بسیاری از توصیه نامه های نهاد ها و شخصیت ها بی اثر گشت.

و . . .

(البته این مطالب به معنی عصمت و تطهیر دولت نهم و دهم نیست)

همه این عناوین باعث شد بسیاری از گروهها و احزاب منافع خود را از دست رفته بدانند و با وجود گرایشات سیاسی مختلف و بعضا متضاد، علیه دولت احمدی نژاد متحد شده و اعتلاف "نه احمدی نژاد" را تشکیل دهند.

در این بین هاشمی رفسنجانی و حزب موتلفه بیشترین نقش را بر عهده گرفتند. در کنار آنها دوم خردادی های منفعت طلب، خود را به هاشمی چسبانده و "عالیجناب سرخپوش" را به عنوان "پدرخوانده" پذیرفتند.

تخریب و سیاه نمایی بی سابقه ایی علیه دولت احمدی نژاد به راه افتاد. از آنجا که عمده گرایشات فکری دولت نهم و دهم، همان اصول اصولگرایی بود، هر تخریبی علیه آن دولت از طرف مدعیان اصولگرایی به معنی بریدن شاخه ایی بود که بر آن نشسته بودند.

اینگونه بود که در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بعد از اعلام حمایت حزب موتلفه از دکتر ولایتی ،بعد از مناظره اول، آقای دکتر هم در چرخشی آشکار و به پاس نکوداشت این حمایت، آخرین ضربات را با تمام قدرت بر پیکره این شاخه وارد آورد؛ در نتیجه کل آن شاخه، فرو ریخت.

به این ترتیب غیر اصولگراهای "اعتلاف ضد احمدی نژاد"، توانستند با دروغ معروف "حمله گازانبری" و سایر روشهای فریبکارانه، آراء نزدیک به نیمی از واجدین شرایطرا به خود اختصاص داده و دولت یازدهم را به دست بگیرند.

بعد از به قدرت رسیدن این گروهک که بسیاری از سران و سرشاخه های فکری-اعتقادی آن تحت حمایت دولت فریبکار بریتانیا قراردارند؛ زمان حذف کامل شریک خطرناکی به نام موتلفه فرارسید.

وزرای جدید، معرفی شدند. سیل معاونین و مدیران جدید دولتی به راه افتاد. این سیلاب نامبارک سیاسی-حزبی تقریبا همه اصولگرا ها خصوصا وابستگان به موتلفه را با خود برد و کاملا حذف نمود. در نتیجه این اقدام نابخردانه، دولت، حمایت داخلی را تقریبا از دست داد و دیگر شریک و پشتیبان و قدرتمند و سرمایه داری به نام موتلفه را با خود به همراه نداشت.

باید قیم، شریک و تکیه گاه جدیدی پیدا می شد. لذا نگاه ها به اروپا و آمریکا دوخته شد.

شریک جدید(البته قدیمی) شروطی داشت. برخی از آن شروط را تا به امروز در قالب به اصطلاح توافق نامه هسته ایی به ایران تحمیل نمودند.

به این ترتیب یک توافقنامه برد-برد میان گروهگ دروغ و تزویر از یک طرف، و دشمنان اسلام، نظام و ملت بزرگ ایران، امضاء شد.

والسلام.

/ 2 نظر / 27 بازدید
سینا

شما تندروها خواهشمندم خفه بشید و اجازه بدید این جام زهر هسته ایی توسط این اخوندها نوشیده شود این همه تحریم و نکبت و بدبختی کافی نیست لعنتی ها آیا شما اصلا در بازار و خیابان حضور دارید؟؟

خاک برسرشما که پس از قطع شدن جیره ات انطور داغ کرده ای . احمق جان حکومت آخوندی فقط از مردم سواری می گیرد و فرق نمی کند که یک خنگ را بیاورند یا یک بیمار اسکیزوفرنی